X
تبلیغات
جنگ نرم یا جنگ سایبری چیست

جنگ نرم یا جنگ سایبری چیست

راهکارهای مقابله با جنگ نرم

بنیاد حمایت از قربانیان دموکراسی

خون شهدای علم و دانش مجددا این فعالیت را احیا نمود که درخواست رسمی جهت اخذ مجوز به مراجع قانونی اعلام گردیده است.
به گزارش ندای انقلاب در پی خبر مندرج در رسانه های داخلی و خارجی در خصوص تلاش گروه های مردمی برای تشکیل (بنیاد حمایت از قربانیان دموکراسی) با دکتر رضا آقانوری در دبیرخانه پیگیری تشکیل این بنیاد مصاحبه ای به انجام رسیده است که مشروح آن بدین شرح است:

جناب آقای دکتر منظور از (قربانیان دموکراسی) چیست؟
دشمن در سناریوی فروپاشی از درون که پس از سناریوی نبرد سخت علیه نظام جمهوری اسلامی ایران توسط موسسات بین المللی توسعه دموکراسی به سبک آمریکایی تولید شده بود، فعالیت های سازمان یافته سیاسی(تحزب)را در پیش گرفت که در ایران به دلیل عدم سازمان یافتگی جمعیت ها موثر نبود. لذا به نبرد نرم و فعالیت در غالب مولکول های اجتماعی روی آورد که لازمه آن رها سازی هر مولکول اجتماعی (مردم ایران) از وابستگی های اجتماعی رایج در جامعه ایرانی - اسلامی و قراردادن آن در غالب اجتماعی جدید بود که این امر در سه فرآیند شبیخون فرهنگی، تهاجم فرهنگی و نبرد نرم عملیاتی شد که در آن قرار بود بال سبز مهدویت، بال سرخ عاشورا و عمود ولایت فقیه هدف قرار گیرد تا به اصطلاح بتوان بستر توسعه دموکراسی غربی را فراهم آورد.
لذا به دنبال تئوری سازی جین شارپ (پدر انقلاب های رنگی و عضو موسسه آلبرت انیشتین) دیالوگ جدیدی برای توسعه دموکراسی غربی در ایران پدیدار شد که کمیته ای به نام (کمیته اعلان خطر جاری) به سرپرستی مارک پالمر و اعضایی چون: مارگرت گرچت، کندولیزا رایس، داگلاس فیس، پل ولفوویتس و...) سرپرستی تولیدات تاکتیکی آن را برعلیه نظام جمهوری اسلامی ایران برعهده گرفتند. این کمیته در دهه ۸۰ شمسی رسما فعالیت نموده و با ابزار سازمان های جاسوسی سیا و موساد به اقدامات گسترده فرامنطقه ای در جهت بر اندازی نرم نظام جمهوری اسلامی ایران دست زده است که نمونه بارز آن در فتنه ۸۸ و نیز عملکرد جریان انحرافی ملاحظه می نمایید و یکی پلان های عملیاتی کمیته اعلان خطر جاری، طرحی به نام طرح دلتا بوده است. در پلان های تولیدی این کمیته موضوع اعتلاف جهانی علیه ایران، گسترش تحریم ها و عبور از مفاد ۳۹ ،۴۰ و۴۱ منشور شورای امنیت سازمان ملل، حمله به ایران و فروپاشی از درون در دستور کار قرار گرفته است.
در هر یک از این فرآیندها یک ارزش در جامعه اسلامی بعنوان آپوزیت و دموکراسی غربی بعنوان آنتی آپوزیت یا پوزیت در نظر گرفته شده است. متاسفانه دشمن به همین بهانه به اقدامات گسترده فرهنگی، اجتماعی، اطلاعاتی و حتی حمله نظامی دست زده و در جریان این باصطلاح توسعه دموکراسی غربی، عده ای کثیر در کشورهای مختلف از جمله کشور ما توسط اقدامات دشمن آسیب دیده و قربانی شده اند که معنای واقعی (قربانیان دموکراسی غربی) هستند.

علت و موضوع تشکیل بنیادی برای حمایت از این قربانیان در چیست؟
چند علت زمیه ساز این فعالیت مردمی گردیده است:
الف) موجودیت هر انقلابی وابسته به حضور مرم در عرصه های ملی و بین المللی مرتبط با انقلاب است.
ب) در میان عوامل ناقض حقوق ملت ایران و توسعه دموکراسی غربی اجزاء و عناصری مانند دولت اسرائیل وجود دارند که ایران اسلامی آن ها را به رسمیت نمی شناسد. لذا برای پیگیری حقوق قربانیان دموکراسی در محاکم بین المللی مانند دیوان لاهه لازم است خود مردم از حقوق حقه خود دفاع کنند.
ج) اصل پانزدهم دکترین دلتا که توسط دشمن طراحی شد به صراحت اشاره دارد که سپاه و بسیج باید تضعیف گردیده و وزارت اطلاعات یا باید از بین برود و یا بسیار ضعیف گردد. در جریان فتنه ۸۸ دشمن توانست سناریوئی را کلید بزند و با ایجاد اختلاف استراتژیک و با استفاده از شکاف امنیتی پدید آمده به اقدامات گسترده خرابکارانه ای علیه ملت و نظام اسلامی دست زند که در جریان این اقدات عده قابل توجهی از مردم، اقشار بسیجی، نیروهای انتظامی، کسبه، نخبگان، دانشمندان و ...آسیب دیده و بعضا در نهایت مظلومیت به شهادت رسیدند. دشمن هم اکنون نیز در فضای این شکاف به اقدام سخت اطلاعاتی دست زده و با نقض حقوق ملی ایران اسلامی به ترور هدفمند نخبگان هسته ای دست می زند. لذا برای پیگیری این حقوق ملی یک فعالیت جهادی مردمی مورد نیاز است. د) در چهار مرجله هر جنگ (نبرد ایدئولوژیک، نبرد اطلاعاتی، نبرد مهندسی و عملیات نظامی) بخش ایدئولوژیک نبرد مهمترین قسمت هر جنگ است و بزرگترین قربانی دموکراسی در کشور ما و سایر کشورهای مسلمان هدف تهاجم، اسلام و ولایت مطلقه فقیه است. لذا با صیانت از ارزش های اسلامی و تبیین دیدگاه های ولایت مطلقه فقیه می توان باب جدیدی را در مصاف ایدئولوژیک علیه دشمن گشوده و تحرک دشمن را در فضای نبرد کاهش داد که این امر نیز از اهدف این بنیاد است.

در خصوص ایجاد این تشکل تا کنون چه فعالیت هائی انجام شده است؟
در سال ۸۷ مکاتباتی با برخی مراجع عظام تقلید، خبرگان و نخبگان انجام شده بود که بسیار استقبال گردیده و حتی دو تن از مراجع عظام جهت حضور در هیات امناء این مجموعه کتبا موافقت خود را اعلام نمودند که این امر به اهمیت این فعالیت باز می گردد. متاسفانه با قرار گرفتن در فضای فتنه ۸۸ و پدید آمدن الویت های فوری دیگر، بالاجبار این فعالیت مدتی متوقف گردیده و هم اکنون خون شهدای علم و دانش مجددا این فعالیت را احیا نمود که درخواست رسمی جهت اخذ مجوز به مراجع قانونی اعلام گردیده است که با توجه به اهمیت مطلب و ضرورت های موجود امید است مسئولان در این خصوص اقدام سریع و لازم را به انجام برسانند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 19:38  توسط امیر نیک افروز  | 

پیش بینی باورنکردنی در خصوص عملیات سخت اطلاعاتی اسرائیل در کشور

طیف شناسی«جوان»از جمعیت هدف دستگاه های جاسوسی در نبرد نرم؛

قرمز،زرد،سبز و سفیدها چه کسانی هستند؟

خبرگزاری فارس: در جاسوسی در فضای نبرد نرم عرصه عملیات به طور کامل تغییر یافته و تقریبا هر عنصری که توان جذب و هدایت و یا فرآوری اطلاعات را داشته باشد (هدف نزدیک) دشمن محسوب میشود که البته این اهداف از لحاظ سطح دسترسی و توان عملیات اطلاعاتی درجه بندی گردیده و حائز اهمیت هستند.

دشمن در فرآیند جدید نبرد نرم اطلاعاتی با موضوع هدف نزدیک (Near Target) در واقع خود را به میان حلقه های نخستین قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران رسانیده و با نفوذ در ارکان مبنائی در حرکت های اجتمائی راه را برای تحرک سریع در فضای نبرد برای نیروهای خودی دشوار نموده است. دراین میان با توجه به جذب و هدایت و نفوذ غیر سازمان یافته منابع و عوامل جاسوسی در عرصه نبرد نرم، یافتن عناصر اشرافیت برای دستگاه های مقابله کننده دشوار است، چنانکه هستند عناصری که در لباس خودی عنصر اصلی و جاسوسی دشمن بوده و عملا به عملیات جاسوسی و خرابکاری می پردازد و علاوه بر آن هستند عناصری که بدون آنکه خود بدانند تحت بستر نرم آفند نرم اطلاعاتی دشمن به فعالیت ضد امنیتی پرداخته و عملا اهداف دشمن را در نظام اسلامی پیاده سازی می کنند که این امر جبهه جدیدی مبارزاتی را برای سازمان های ضد جاسوسی گشوده است، چرا که نه می توان آن را جاسوسی نام نهاد و نه نشست اطلاعاتی، بلکه این امر موضوعی بین این دو مطلب می باشد. در سوی مقابل نیز افرادی خودی قرار دارند که به ناحق سوژه دستگاههای اطلاعاتی و ضد جاسوسی داخلی قرار گرفته و با هدف قرار گرفتن و یا دستگیری ایشان عملا جبهه مبارزه ی اطلاعاتی در کفه دشمن سنگینی نموده و خسران شدیدی به قدرت نرم اطلاعاتی وارد میشود چرا که از یک طرف توان و وقت وهزینه دستگاه های اطلاعاتی صرف یک (سوژه فریب) می گردد و سوژه های اصلی از نظرپنهان می ماند و از طرف دیگر دشمن با حذف یک عنصر خودی، عملا جبهه اطلاعاتی خود را تقویت نموده و به اهداف آفندی خود دست می یابد. طبیعی است که برای شناسایی و مبارزه با این پدیده نوین لازم است یک طیف شناسی وسیعی نسبت به آفندهای جاسوسی در کشور انجام گردیده و سپس سناریوهای برخورد با ایشان طراحی گردد تا از آفات بعدی یعنی (تقویت جبهه آفندی – جاسوسی دشمن ) و تضعیف جبهه پدافندی – ضد جاسوسی خودی جلو گیری شود. در گذشته و در فرآیند جاسوسی دشمن در نبرد سخت مفروضات اغلب معلوم و معین بوده اند. دشمن معمولا اهداف نشت و جاسوسی را نقاط حساس نظامی، اجرایی و یا تصمیم گیری قرارداده و توان خود را بر ارکان و یا گلوگاه های های تبادل اطلاعات (مانند دبیرخانه ها و ...) متمرکز می نمود تا در یک فرصت ویژه و با استفاده از غفلت سیستم های امنیتی طرف مقابل، اطلاعات مورد نیاز خود را بدست آورد.
اما در جاسوسی در فضای نبرد نرم عرصه عملیات به طور کامل تغییر یافته و تقریبا هر عنصری که توان جذب و هدایت و یا فرآوری اطلاعات را داشته باشد (هدف نزدیک) دشمن محسوب میشود که البته این اهداف از لحاظ سطح دسترسی و توان عملیات اطلاعاتی درجه بندی گردیده و حائز اهمیت هستند. لذا در این فرآیند، جاسوسان گاه از میان جمعیت عادی، اقشار مرفه و یا کم در آمد و یا هر عنصر به ظاهر عادی دیگری انتخاب می شوند. تنها کافی است که بدانیم در جاسوسی با (هدف نزدیک) هدف فرد یا ابزاری است که توانایی انجام و یا پشتیبانی عملیات اطلاعاتی دشمن را داشته باشد . اینکه کدام جبهه، کشور (ها) و یا سازمان (ها) می تواند به طراحی چنین فعالیتی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران دست بزند، همواره مورد سوال بوده و گاها بین عوام و حتی خواص سوال می شود که چرا از کشوری مانند اسرائیل و یا امریکا بعنوان دشمن تمام عیار امنیتی ملت ایران اسلامی یاد می شود که در این مقوله سعی بر آن است ضمن تشریح پاسخ این سوال در مورد اسرائیل بخشی از واقعیت های جدید نبرد اطلاعاتی در فضای نرم تشریح شود.

اسرائیل دشمن تمام عیار اسلام و نظام اسلامی

انستیتوی تحقیقات‌ صلح جهانی استکهلم (SIPRI )(International Peace Research Institute Stockholm ) در ژوئن ۲۰۰۶ طی یک کنفرانسی در استکهلم ضمن معرفی‌ گزارش سالیانه خود در مورد بودجه سرسام آور نظامی‌ جهانی و افزایش بی سابقه آن در تاریخ اعلام کرد که کشورهای جهان در آن سال بیش از ۱۱۲۰ میلیارد دلارصرف خرید تسلیحات نظامی کرده اند که ۵۰ % بازار آن به تنهائی متعلق به آمریکا است. در این گزارش آمده است که آمریکا بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار علاوه بر بودجه نظامی سال گذشته خود‌صرف تحقیقات نظامی ‌کرده است. بدین ترتیب آمریکا معادل چهار پنجم بودجه نظامی ‌جهان را بخود اختصاص داده است.

در همین مدت شیخ نشین های خلیج فارس وکشورهای‌ همسایه ایران طی سالهای ‌گذشته مسابقه ای کم نظیر درخرید تسلیحات داشته اند. تنها عربستان سعودی طی چهارده سال گذشته ۲۶۸ میلیارد دلار اسلحه خریداری کرده است با توجه به جمعیت این کشور که در حدود ۲۱ میلیون نفر است عربستان طی‌این مدت معادل ۱۲ میلیون دلار برای ‌هر تبعه خود اسلحه خریداری کرده است. در همین مدت امارات متحده عربی‌ با جمعیت ۲,۶ ملیون نفر ۳۹ میلیارد دلار و کویت شیخ نشین کوچک عربی ‌با جمعیت ۱,۱ میلیون نفر بیش از ۷۳ میلیارددلار اسلحه خریداری کرده اند. در مجموع این سه کشور ۳۸۰ میلیارد دلار تنها ظرف چهارده سال از آمریکا و انگلستان اسلحه خریدار کردند که بخشی از قطعات آن تولید اسرائیل بوده است.

جالب است که طبق آمار رویتر در ۸ ماه مه ۲۰۰۶ ، ایران با جمعیت بیش از ۷۰ میلیون نفر در این مدت تنها ۴۹ میلیارد دلار هزینه خرید تسلیحات نظامی داشته است. در حال حاضر عربستان سعودی‌ و اسرائیل از آمریکا بمبهای‌ ۱۳۶۰۰ کیلویی بنام بیگ بلو (BIG – BLU ) خریداری نموده اند که قادر است تا عمق ۶۰ متری سیلو های ‌بتونی‌ نظامی را منهدم کند این اسلحه به توپ نفوذی ‌توپر (Massive Ordnance Penetrator - MOP) معروف است بنابراین خاورمیانه به انبار باروت تبدیل شده است که هر آن امکان انفجار آن با توجه به رژیم های فاسد و وابسته میرود. این معامله پر منفعت با ذخایر نفتی ‌موجود در خاورمیانه که آمریکا و انگلستان در تلاشند تا انحصار آنرا بخود اختصاص دهند نمی تواند رقبای دیگر را به تکاپو نیاندازد تا سهمی از آن را نصیب خود نکنند. روسیه ، اوکراین ، سوئد ، کانادا و.... حتی هلند فعالانه در تلاشند تا تولیدات نظامی خود رابه شیخ نشینها ارائه نمایند. شاید یکی از دلائل ایجاد انقلابات امریکائی منطقه تلاش های فراوان دولت های بزرگ برای خنثی سازی این استعدادهای تسلیحاتی در کشورهائی باشد که امروز خود به نوعی تهدیدی بالقوه برای دولت های بزرگ مانند امریکا و متحدین ایشان مانند اسرائیل محسوب می شوند که البته میزان تهدید وابسته به سیاست های دفاعی این کشورهاست. سیاست دفاعى، آن بخش از سیاست یک دولت است که بیشتر متوجه مسائل نظامى است و در کنار سایر سیاست‌های دولت مانند سیاست اقتصادی، سیاست آموزشى و... قرار می گیرد و شامل برنامه‌ها و فعالیت‌هاى نظامى در زمان جنگ و صلح است و آنها را می توان بر مبنای ارتباط آنها با سیاست داخلى یا خارجی دولت به دو دسته ساختاری و استراتژیک تقسیم نمود. بنا به قول هانتینگتون، آن بخش از سیاست دفاعى که به سیاست خارجى مربوط است، در حوزه استراتژیک و آن بخشى که به سیاست داخلى برمی گردد، در حوزه ساختار قرار می گیرد. تصمیم به جنگ مانند سایر تصمیمات استراتژیک از قبیل انعقاد پیمان‌های نظامى؛ حضور در اتحادیه‌ها و بلوک‌های جهانى؛ پذیرش صلح و آتش‌بس، همگى به لایه خارجى سیاست دفاعى برمی گردد. بررسى پویا تر جنبه‌هاى سیاست دفاعى و عوامل موثر بر آن، ارتباط آنها با یکدیگر و نحوه شکل‌گیرى آنها، در واقع مطالعه فرایند سیاستگذارى دفاعى است. مطالعه این فرایند در چارچوب بررسى نظام تصمیم‌گیری دفاعى ـ امنیتى (تصمیم به جنگ) صورت می گیرد. رژیم صهیونیستی بارها ایران را بویژه در تحمل ناپذیری نسبت به پیشرفت های هسته ای به جنگ تهدید نموده است، لذا بنظر می رسد، اسرائیل در سیاست های استراتژیک دفاعی – نظامی خود نبرد با جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار قرار داده است. وضعیت ستیزه‌آمیز جهانى و منطقه‌اى و نیز احساس دائمى نسبت به تهدید موجودیت کشور اسرائیل این کشور را به سوی فهم ویژه‌ای از تهدیدها و فرصت‌ها کشانده است که در عین ترس شدید از نابودی خویش و هیستری امنیت، به سمت توسعه‌طلبى و جنگ‌افروزی نیزکشیده شده است. به گفته کرولد: طبق برداشت اورشلیم مخالفت کشورهاى عرب نسبت به موجودیت رژیم صهیونیستى یک امر دیرینه و غیرقابل حل است، گرچه بنا به دلایل تاکتیکى ممکن است پنهان گردد. اختلافات اعراب با یکدیگر در مورد چگونگى نابودى رژیم صهیونیستى است که بر موضوع اصلى تاثیر ندارد. موشه‌دایان که زمانى منصب ریاست ستاد مشترک و پس از آن وزارت دفاع رژیم صهیونیستى را به‌عهده داشت ادعا می نمود: رژیم صهیونیستى دارای سیاست خارجى (تهاجمی) نیست بلکه دارای سیاست دفاعى است! به دیگر سخن، این رژیم به جای آن که استراتژی همه‌جانبه خویش را در راه تحقق اهداف سیاست خارجى به کارگیرد، سیاست خارجى را در خدمت استراتژی همه‌جانبه یا مفهوم امنیت استراتژیک قرار داده است. در نتیجه طبیعى است که سنت‌های سیاسى رژیم صهیونیستى با جهت‌گیری‌هاى نظامی گرایانه در پیوند با طرز فکر خاص دولتمردان آن، مجموعا به یک سیاست خارجى ماجراجویانه و مواجه‌گر شکل داده است. ناخرسندى از وضعیت ژئوپلیتیک کشور، سطح غیرقابل قبول مانورهاى سیاسى، و واقع‌گرایى سیاسى کوتاه‌مدت از ویژگی‌های این وضع سیاسی است. به لحاظ نظرى، سیاست خارجى رژیم صهیونیستى انطباقی تهاجمى با لحاظ وضعیت ژئواستراتژیک محیط خود است. این یکى از انواع رفتار سیاست خارجى در میان رفتارهای دیگر است که توسط جیمز روزنا مطرح شده است. مطابق دیدگاه او انطباق تهاجمى، آمادگى یک واحد سیاسى در تغییر محیط و ایجاد آن مطابق با تقاضاهاى ذاتى خود است. عملکرد سیاست خارجى چنین دولتى بدین نحو طراحى می‌شود که بتواند محیط را مطابق با ویژگی‌های درونى خود هماهنگ نماید. رفتار سیاست خارجى مبتنى بر تمایلات و نیازهای شخصى و داخلى قابل بحث و تفسیر است. در این چارچوب تصمیم‌گیرى، محیط خارجى واحد سیاسى بستر آزمایشى براى تحقق نیازها و تمایلات فوق است. انطباق تهاجمى الگویى مناسب براى تجزیه و تحلیل کنش و وابستگى متقابل محیط داخلى و خارجى در شکل‌دهى به سیاست خارجى رژیم صهیونیستى است. انطباق تهاجمى به این معناست که تحت هیچ شرایطى، واحد سیاسى مشخصه‌های داخلى اصلى خود را در پاسخ به خواسته‌های نشات گرفته از محیط تغییر نخواهد داد و رفتار خارجى آن به گونه‌اى جهت خواهد گرفت که محیط خارجی را با مشخصه‌هاى ذاتى خود موافق و منطبق سازد. نکات و ویژگی‌هاى اصلى این شیوه رفتارى به‌طور خلاصه عبارت‌اند از:

۱.تلاش واحد سیاسى براى منطبق کردن محیط با خواسته‌ها و ویژگی‌های اساسى خود؛

۲.بی میلى براى چانه‌زنى با محیط که ریشه در بی علاقگى به پذیرش هرگونه تغییری در ساختارهاى اساسى خود دارد؛

۳.مفروض این جوامع آن است که در بازی با حاصل جمع صفر شرکت دارند؛

۴.مبناى اساسى انطباق تهاجمى، وجود یک نهاد، هنجار و یا گروه اجتماعى قدرتمند و انعطاف‌ناپذیر است که صاحب‌منصبان واحد سیاسى را بیشتر پاسخگوی خواسته‌هاى خود می کند تا خواسته‌های نظام بین‌الملل؛

۵.طرف‌دارى از اقتدار دولت در عین استبداد و وجود یک سیستم حزبى رقابتى؛

۶.نیاز به نوآوری و آشتى‌ناپذیری و آمادگى برای توسل به مداخله با نیروی نظامى؛

۷.نقش تعیین‌کننده نخبگان نظامى در فرآیند تصمیم‌گیری و احتمالا وجود یک کابینه یا رئیس دولت مقتدر.

این ویژگی‌ها و اصول را می توان در جامعه و رفتار سیاست خارجی رژیم صهیونیستى مشاهده کرد. همچنین تلاش رژیم صهیونیستى در تعقیب اهداف توسعه‌طلبانه صهیونیستى را نیز باید ذکرکرد تا لزوم رفتار تهاجمى آن روشن‌تر شود. نظام اعتقادى صهیونیسم در رژیم صهیونیستى نه فقط به عنوان نهادى قدرتمند در رهبری این رژیم به اتخاذ یک رفتار تهاجمى عمل کرده و هنجارهای لازم را برای آن به‌وجود آورده است که مبنایى برای شکل‌گیری و عمل گروه‌هاى سیاسى قدرتمند رژیم صهیونیستى نیز می باشد؛ به گونه‌ای که ساختارهای اصلى و مشخصه‌هاى ذاتى جامعه رژیم صهیونیستى براساس صهیونیسم شکل گرفته و اداره می شود.

نظام اجتماعى رژیم صهیونیستى نیز ویژگی‌هاى خاص خود را دارد. جامعه رژیم صهیونیستى مهاجرنشین، طبقاتى و نژادپرست است. چنین جامعه‌اى مستعد یک رفتار تهاجمى است یهودیان اسکان یافته، نهادها و موسسات متنوع داخلى از شرایط خاص محیطى رژیم صهیونیستى مطلع هستند و نفع مستقیمى در هدایت سیاست خارجى رژیم صهیونیستى براساس صهیونیسم دارند. بنابراین انطباق تهاجمى رژیم صهیونیستى نه فقط از سوى عرصه داخلى سیاست به چالش کشیده نشده، بلکه حمایت نیز می شود. شرایط خاص سیاسى و امنیتى جامعه رژیم صهیونیستى که حاکمان را قادر می سازد با توسل به آن، بسیاری از آزادی‌هاى مدنى را محدود کنند و به علت فقدان قانون اساسى، آزادى نسبتا زیادى براى خود ببینند، جامعه رژیم صهیونیستى را به یک جامعه اقتدارگرا نزدیک ساخته و مستعد انطباق تهاجمى می کند.

در جامعه رژیم صهیونیستى نخبگان نظامى به طرق مختلف درتصمیم‌گیری‌هاى مربوط به مسائل امنیتى که جزء لاینفک سیاست خارجى رژیم صهیونیستى است، دخالت دارند. شاید بتوان گفت نوعى حاکمیت نظامیان در آن ایجاد شده است، خاصه جریان راست در رژیم صهیونیستى که در جهت‌گیرى سیاست خارجى تهاجمى در آن کشور، نقش بارزترى را دارد. در این قسمت از نوشتار، مناسب است به خطوط قرمزی در سیاست خارجى اشاره شود که عبور از آن به منزله جنگ ویا نزدیک شدن به جنگ تلقى می شود. در چنین شرائطی است که دستگاه های جاسوسی خارجی چون موساد و ادارات وابسته به آن در حال انجام بیشترین تلاش ممکن جهت تطبیق شرائط کشور هدف (ایران اسلامی) با تهاجم احتمالی به نفع خود هستند و از آنجا که با تغییر رژیم، نمای مطلوب جهت سیاست انطباق تهاجمی اسرائیل در ایران ایجاد خواهد شد، دشمن الویت مبارزاتی خود را نبرد اطلاعاتی در فضای نرم قرار داده است.

طیف جمعیت مد نظر دشمن به عنوان (هدف اطلاعاتی نزدیک)

طبیعی است با این فرآیند وسیع عملیاتی طیف مد نظر دشمن جهت تحقق اهداف اطلاعاتی نیز وسیع است برای ملاحظه طیف مورد نظر به شکل ذیل توجه فرمایید که این طیف بندی بر اساس اهمیت وشدت تهدید (Treat Assessment) برای جبهه اطلاعاتی خودی انجام گردیده است:

الف :قرمز : مسئولین عهده دار سیاست های خارجی و اجرائی نظام در امور بین الملل، مامورین اطلاعاتی و ضد جاسوسی
ب : زرد : هم فکران آئینی و عقیدتی، منتقدین دینی و مرتدین پنهان، طرفداران جریان های عقیدتی انحرافی
ج : سبز : متقاضیان خروج از کشور، ایرانیان خارج نشین، متخصصین داخلی آماده اعزام، افراد سازمان های غیر دولتی، دانشمندان فعال در حوزه های فوق پیشرفته

د: سفید : سایر مسئولین رده های میانی و افرادی که توانمندی هدایت جمعیت ها را داشته باشند ( مانند مداحان، وعاظ، چهره های سینمایی و نظائر آن )در توضیح طیف بندی فوق الذکر باید گفت:

الف ) در این طیف طبیعی است خطر ویژه و بالفطره ای برای کشور وجود دارد و افراد نفوذی در این سطح طبیعتا می توانند منافع ملی را به مخاطره انداخته و بخشی از سیاست ها و یا تاکتیک های اصلی مقابله با آفند نرم دشمن را که ممکن است سالها و یا ماه ها برای آن وقت و هزینه صرف شده باشد به مخاطره بیندازد.

ب ) این افراد در واقع همان کسانی هستند که هم فکران آئینی و عقیدتی دستگاه های جاسوسی و یا ابناء خانواده های وابسته به گروه های عقیدتی خاص (مانند لژ های فراماسونر و ... ) می باشند و یا شامل افرادی هستند که به نحوی دچار انحراف در عقاید خود گردیده و بعضا مرتبط با احزاب ضاله ای چون پژاک، فدائیان ، توده (منحله) و ...، جریانات تصوف، فرق نوظهور انحرافی ( سیتنیسم و نظایر آن ) و متاسفانه برخی اقلیت ها در شرائط فعلی می باشند و یا این که در طیف جریان انحرافی اخیر قرار می گیرند که این سوژه ها همواره هدفی بالقوه برای دشمن محسوب گردیده و دشمن در شرایط خاصی و با هر تغییر وضعیت ایشان را از ( اقدام زرد) خارج و مورد اقدام قرمز قرار می دهد. بطور مثال ممکن است فردی عادی از جامعه هم فکران گذشته و یا فعلی این دستگاه های جاسوسی با یکی از عناصر امنیتی و یا مقامات حسب روابط شغلی، ورزشی و ... ارتباط بگیرد.

لذا از آنجا که دشمن (جامعه افراد زرد) را بخشی از استعدادهای بالقوه خود در عرصه عملیات جاسوسی تصور می کند، بلافاصله این مخاطبان را به سطح قرمز ارتقاء داده و سعی می نماید: ۱- از ظرفیت شبکه جاسوسی خود برای تسلط اطلاعاتی بر روی ( فرد مخاطب ) استفاده نماید (انتقال از سطح زرد به قرمز). ۲- از عامل حقیقی و یا مجازی خود برای تسلط به سوژه مطلوب استفاده نماید (عملیات جاسوسی). لذا در این سطح ممکن است یک کارگر، آبدارچی، مامور نظافت و ... حسب روابط عاطفی عامل اشرافیت دشمن بر روی عنصر اجرائی و یا امنیتی قرار گیرد و حتی دشمن در شرائط ویژه و به محض آن که احساس کند که عامل زرد خود توان اشرافیت ویژه ای بر روی هدف پیدا نموده است او را به سطح قرمز انتقال داده و حتی با عامل ارتباط رسمی جاسوسی برقرار نماید.

ج) دشمن این بخش را در واقع موضوعی در اهداف سازمان یافته و کلاسیک خود می بیند که اغلب در شرایط غیر بحران فایده ای چندانی برای دشمن و خطر چندانی برای نظام ندارند. اما در شرائط بحران وضعیت کاملا متفاوت است که برای عدم تبدیل وضعیت این جمعیت در شرائط عادی و بحران باید سناریوهای لازم طراحی شود.

د) این بخش در واقع جمعیت های عمومی حائز دسترسی اطلاعاتی اندک و یا اختیارات اجرایی عمومی هستند که معمولا در زمره اهداف دشمن در شرایط غیر حمله ( آفند اطلاعاتی ) قرار ندارند. این افراد معمولا قربانیان حملات اطلاعاتی دشمن بوده و در صورت قرار گرفتن در تور فریب اطلاعاتی دشمن حاشیه های فراوانی را برای تبلیغات بین المللی علیه نظام فراهم می آورند که از این جهت در سناریوهای امنیتی مهم هستند.

جمع بندی و نتیجه گیری:

۱- همانگونه که مشخص است در فضای جدید نبرد اطلاعاتی و بویژه جاسوسی، دشمن از روش طیف شناسی استفاده نموده و بر روی یک جمعیت هدف فعالیت می کند که هر لحظه از لحاظ تعداد و سناریوی مواجهه متفاوتند، لذا شناسائی عناصر احتمالی در معرض جاسوسی در فضای نبرد اطلاعاتی امری بسیار دشوار است که بجای فعالیت بر روی عناصر باید طیف شناسی مد نظر دشمن و عناصر و لایه های آن را شناسائی و اقدامات لازم را در خصوص عناصر تبدیل وضعیت اجرا کرد.

۲- باید دانست که بیشترین بهره بردار در سوژه های اشتباه از لحاظ انتخاب هدف، دستگیری و یا تعقیب اطلاعاتی – قضائی، تنها و تنها دشمن است. لذا باید توجه داشت که اندک اقدام اشتباه، ریختن آب به آسیاب جاسوسی دشمن در فضای نرم اطلاعاتی است. لذا باید پس از انجام فعالیت اول، بیشترین نقاط تمرکز را بر روی عناصر متغیر در بین دو طیف جمعیتی قرار داده و از هدف قرار گرفتن سوژه های تحمیلی دشمن بشدت اجتناب نمود.

0- باید بخاطر سپرد که یک سوژه قطعا نمی تواند هم هدف دستگاه های جاسوسی دشمن باشد و هم هدف دستگاه های امنیتی خودی، چرا که منافع دستگاه های اطلاعاتی خودی با دشمن در تضاد ساختاری است. لذا هرگاه حین فعالیت به سوژه ای غیر فریب مواجه شدیم که در عین سوژه بودن برای دستگاه های جاسوسی دشمن، هدف یک دستگاه اطلاعاتی خودی نیز قرار دارد، باید مطمئن باشیم که دست های آشکار و یا پنهان دشمن لاجرم در حذف یک نیروی مهم برای اسلام و انقلاب نقش دارد.

1- دکتر رضا آقانوری

2- منبع : جوان آنلاین

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 19:37  توسط امیر نیک افروز  | 

نبرد سايبري سپاه پاسداران با گروههاي فعال در پروژه بي ثبات سازي

به گزارش خبرگزاري فارس، پروژه بي ثبات سازي سازمان سيا كه با اختصاص بودجه چهارصد ميليون دلاري كنگره آمريكا و با دستور بوش ابلاغ و عملياتي شد راه اندازي نوع جديدي از جنگ اطلاعاتي موسوم به «نبرد سايبري» را با استفاده از عوامل گروهك هاي ضد انقلاب همچون منافقين، سلطنت طلبان، انجمن پادشاهي، فرقه ضاله بهاييت وگروههاي موسوم به حقوق بشري در دستور كار قرار داد.
اين پروژه كه با شبكه سازي گسترده در فضاي مجازي و سايبر كليد خورد ، اهدافي چون جمع آوري اطلاعات، جريان سازي و جنگ رواني عليه نظام جمهوري اسلامي، تاسيس سايت هاي مبتذل، حمايت خبري و رسانه‌اي از گروهك‌هاي تروريستي، اقدامات ايذايي و هكري و نفوذ به سرورهاي دولتي، برنامه‌ريزي براي اخلال در سيستم مديريت شهري از جمله سامانه سوخت رساني و تهييج و تشويق به تجمعات غيرقانوني و اغتشاش در حوادث پس از انتخابات را دنبال مي كرد.

*مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران

يكي از گروهك‌هاي فعال شده در اين پروژه كه مأموريت بي‌ثبات سازي در كشور را همواره دنبال كرده است مجموعه‌اي از گروه‌هاي موسوم به حقوق بشري هستند كه در قالب سه تشكل فعاليت خود را از سال‌هاي گذشته آغاز و پس از تصويب بودجه 400 ميليون دلاري سازمان سيا توسط كنگره، شتاب بيشتري دادند.
يكي از اين مجموعه‌ها، "مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران " است كه فعاليت غير رسمي خود را در سال 84 آغاز و در نوروز سال 85 به صورت رسمي اعلام موجوديت كرد. اين تشكل كه به صورت هرمي فعاليت خود را آغاز كرد توسط كيوان رفيعي، احد باطبي، سيدجمال حسيني، تارا نيازي و سما بهمني تأسيس شد كه پس از مدتي بهزاد مهراني جايگزين سما بهمني در هيأت مديره اين تشكل شد.
اين مجموعه كه بيش از 70 درصد بافت تشكيلاتي آن را فرقه ضاله بهاييت تشكيل مي‌دهد توسط صادق نقاش كار و بهروز جاويد تهراني از عناصر دستگير شده در ماجراي 18 تير 1378، به صورت غيررسمي در سال 1384 كار خود را آغاز كرد . چارت تشكيلاتي آن مجموعه اي متشكل از شوراي مركزي، كادر مركزي، كميته ارتباطي (واحد كارگري، واحد دانشجويي، واحد زنان، واحد كودكان، واحد زندانيان سياسي، واحد اقليت هاي مذهبي، واحد قوميتها، واحد اصناف، واحد بين‌الملل) ،كميته اطلاع رساني (واحد سخنگوي برون مرزي، واحد سخنگوي درون مرزي، واحد روابط عمومي و دبيرخانه)، كميته تبليغ و جذب ، كميته پژوهشي (واحد تحقيقات موضوعي، واحد ترجمه، واحد تحقيق وآموزش، واحد چاپ و انتشار)، كميته اجرايي (واحد فني و واحد اجرايي و تداركات) است كه پيش بيني مي شود اعضاي آن به حدود 500 نفر برسند.
پيش از برگزار انتخابات رياست جمهوري، احمد باطبي عضو شوراي مركزي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران مذاكراتي را همراه با كيوان رفيعي با تني چند از عوامل گروهك تروريستي منافقين جهت مسلح شدن و اقدام به ترور و به آشوب كشاندن كشور داشته است.
باطبي همچنين در ديدارهايي كه با رزيتا منطقي سخنگوي دفتر لندن انجمن پادشاهي داشته است درباره نحوه عضوگيري و انجام عمليات مشترك تروريستي در داخل ايران مذاكراتي داشته است.
ياطبي پس از فرار از كشور، سال گذشته در ديدار با جورج بوش رئيس جمهور سابق ايالات متحده آمريكا، خواستار دريافت كمك‌هاي مالي، اطلاعاتي و حمايت‌هاي امنيتي بيشتر شده بود . پس از اين ديدار بود كه وي به همراه تني چند از اعضاي گروهش ديدارهايي را با ريچارد پرل، ولي رضا نصر و ريچارد هالبروك داشته‌اند.

*كانون مدافعان حقوق بشر

دومين تشكلي كه در قالب NGO و تشكيلات هرمي فعاليت خود را آغاز كرد تشكل «كانون مدافعان حقوق بشر» است كه در سال 1381 توسط شيرين عبادي تأسيس و به ثبت قانوني در داخل كشور و ثبت بين‌المللي رسيد. اعضاي اين كانون را علاوه بر شيرين عبادي، برخي وكلاي دادگستري همچون محمدسيف زاده، محمدعلي دادخواه(وكيل پرونده در اويش گنابادي، عليرضا فيروزي، سورنا هاشمي)، عبدالفتاح سلطاني (از اعضاي هيأت مديره كانون وكلاي دادگستري و وكيل اكبر گنجي، زهرا كاظمي و هاله اسفندياري) ، محمدشريف ،نرگس محمدي (نايب رئيس وسخنگوي كانون) و ژينوس سبحاني (منشي بهايي كانون) تشكيل مي‌دهند. نكته قابل تامل آنكه تعداد قابل توجهي از اعضاي اين مجموعه بهايي مذهب هستند.

*كميته گزارشگران حقوق بشر

سومين تشكل فعال در اين مجموعه «كميته گزارشگران حقوق بشر» است كه در 10 اسفند 1384 توسط چند تن از دانشجويان دفتر تحكيم وحدت تاسيس شد. اين مجموعه داراي شوراي مركزي ده نفره است كه اكثريت اعضاي اين كميته را افراد فرقه ضاله بهاييت تشكيل مي‌دهند. شوراي مركزي اين كميته عبارتند از:
1- سعيد كلانكي
2- شيوا نظرآهاري
3- سعيد جلالي فرد
4- كوهيار گودرزي
5- سعيد حائري
6- پريسا كاكايي
7- مهرداد رحيمي
8- سعيد حبيبي
9- حسام ميثاقي
10- نويد خانجاني
راه اندازي كمپين يك ميليون امضا، القاي تقلب در انتخابات دهم رياست جمهوري، دامن زدن به مطالبات فمنيستي، اهانت به شريعت اسلام و سازماندهي زنان و دانشجويان براي حضور در آشوب هاي پس از انتخابات از جمله اقدامات اين كميته بوده است.
شبكه مذكور پس از وقوع فتنه اخير، تلاش كرد ضمن شبكه سازي گسترده در فضاي مجازي با انتشار اخبار خلاف واقع و كذب، كاربران اينترنتي را تحت پوشش و تاثير خود قرار دهد. همچنين كميته وكلا و خبرگزاري هرانا از ديگر مجموعه‌هاي مرتبط مي باشد كه در يكي از آخرين اقدامات، عناصر اين شبكه و با حمايت‌هاي برخي از كشورهاي اروپايي در نشست موسوم به سازمان‌هاي غير دولتي در ژنو شركت داده و در آستانه نشست پنج به علاوه يك، به ارائه آمار و اطلاعات كذب، اقدام به فضا سازي رواني عليه جمهوري اسلامي نمود.
اين شبكه از طريق برخي عوامل خود، داراي ارتباطات گسترده اي با بالاترين سطوح هيات حاكمه آمريكا است از حمايت دولت مردان آمريكا برخوردار مي‌باشد. عوامل اصلي اين شبكه، اهداف خود را از طريق برخي كشورهاي غربي از جمله آمريكا به لايه‌هاي مياني و فعال مجموعه منتقل كرده و متاسفانه با جذب و سوء استفاده از كاربران ايراني از آنان به عنوان عضو، بهره برداري مي‌نمودند.
در پايان جا دارد از تلاش‌هاي بي وقفه و شبانه روزي پاسداران حريم امنيت كشور و فرزندان انقلابي ملت غيور ايران اسلامي،كه با انجام سلسله اقدامات و عمليات پيچيده امنيتي در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات، برخي از متهمان و عناصر مرتبط و موثر آن‌ها را شناسايي كرده و 30 نفر از آنها را دستگير كرده اند تقدير و تشكر بعمل آورد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 12:29  توسط امیر نیک افروز  | 

اهانت به ساحت پیامبر(ص)درحاشیه جام جهانی

سرویس بین الملل ـ در حالی که تنها 20 روز به بازی های جام جهانی فوتبال باقی مانده است خبرگزاری ها از انتشار تصاویر موهن منسب به نبی اکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) خبر داده اند.

به گزارش "تابناک"، و به نقل از شبکه خبری "سی ان ان" ، کاریکاتوریست آفریقایی "جاناتان شابیرو" معروف به زابیرو با انتشار تصاویر موهن در مجله "د مایل اند گاردین " احساسات مسلمانان را جریحه دار کرده و موجب آشوب در برخی از شهرهای آفریقای جنوبی شده است.

زابیرو درباره کار خود گفته که این کاریکاتورها را به سفارش یک گروه هوادار فوتبال که از طریق فیس بوک با او ارتباط برقرار کرده اند ، ترسیم کرده است.

بر پایه این گزارش، پلیس آفرقای جنوبی که از دو سال پیش خود را برای برگزاری آرام جام جهانی فوتبال آماده می کند ، اعلام کرد : انتظار آشوب هایی از این دست ر ا نداشته و باید پلیس برای مبارزه با ناآرامی های مذهبی نیز آموزش ببیند تا ضمن تامین آرامش و امنیت احساسات مسلمانان را جریحه دار نکند.

اخبار تکمیلی نشان می دهد که اتحادیه مسلمانان آفریقا دادخواستی را به دادگاه ارائه داده اما دادگاه مجوز لغو انتشار این تصاویر موهن را تائید نکرده است.

"ادیو الاسلام " که در آفریقا برنامه پخش می کند نیز اخطار داد : انتشار این تصاویر می تواند تمامی حوادث در جریان جام جهانی را تحت تاثیر قرار دهد.

یکی از عناصر القاعده عراق نیز اعلام کرده که هیات های  ورزشی دانمارک و هلند ـ دو کشوری که تصاویر موهن به رسول اکرم در آن ها منتشر شده است ـ  در آفریقای جنوبی مورد حمله قرار خواهند داد و سخنگوی پلیس آفریقای جنوبی از برقراری تماس با پلیس عراق در این خصوص نیز خبر داده است.

شواهد نشان می دهد این اقدامات و تحریک ها سبب شده است از هم اکنون مردم آفریقای جنوبی و حتی جهان به واسطه انتشار چنین خبر هایی هر نوع اقدام تروریستی را به پای مسلمانان خواهند نوشت.
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 12:18  توسط امیر نیک افروز  | 

آنچه باید درباره جنگ نرم بدانیم

كالبدشكافی روش‌ها؛ از فریب تا سبك زندگی



برای جنگ نرم اصطلاحات مختلفی وضع شده است. آنچه با عنوان "soft war" یا جنگ نرم مطرح می‌شود در ادبیات غرب بیشتر به قدرت نرم یا "soft power" شناخته شده است كه زیربنای فكری آن اولین بار توسط جوزف نای به شكلی علمی مطرح شد. مهم‌ترین حوزه‌ی اعمال و تأثیرگذاری قدرت نرم بر طرف مقابل، حوزه‌ی رسانه است. بهره‌گیری از رسانه‌ها و امكاناتی كه فرد را قادر می‌سازد تا برای تأثیرگذاری بر طرف مقابل، به اِعمال قدرت بپردازد.

نگاهی به گذشته‌ی جنگ نرم نشان می‌دهد كه در طول تاریخ بشر، از همان ابتدا كه جنگ سخت آغاز شد، عملیات روانی یا جنگ نرم نیز صورت می‌گرفته تا از شورش‌هایی كه در مناطق تسخیر شده به‌وجود می‌آمده، جلوگیری شود. زمانی كه چنگیزخان قصد حمله به منطقه‌ای را داشت، موجی از هراس در آن كشور پخش می‌شد. تجّاری كه از مناطق تحت كنترل چنگیزخان می‌آمدند، برای دیگران تعریف می‌كردند كه او چگونه با مردم برخورد می‌كند و كشتارها به چه صورت است و اگر شخصی مقاومت كند، نابود می‌شود. بدین ترتیب پیش از ورود چنگیزخان به هر منطقه، روحیه‌ی مردم شكسته شده بود.
رومیان و یا اسكندر از مناطقی كه در جنگ‌ها عبور می‌كردند، خودها و زره‌های بزرگی را كه چند برابر انسان معمولی بود طراحی كرده و آن‌ها را عمداً در مسیر جا می‌گذاشتند تا لشكریان مقابل، تصور كنند سربازان آن‌ها غول پیكرند و عملاً روحیه‌ی مقامت طرف مقابل را تحت تأثیر قرار داده و وحشت را گسترش می‌دادند. بنابراین هر حركتی كه روحیه‌ی یك ملت را هدف گیرد، عملیات و جنگ نرم و نوعی اعمال قدرت نرم است.

اولین كسی كه روی این مسأله كار كرده است، "سان تزو" است كه در كتاب هنر جنگ نكته‌ای را مطرح می‌كند و می‌گوید: "می‌شود جنگید، اما مهم‌ترین كار این است كه شما در یك نبرد بدون جنگ، پیروزی را به دست بیاورید!" چیزی كه او مد نظر قرار داده، همان عملیات روانی و جنگ نرم است. باید به استراتژی‌های رقیب و روحیه‌ی او حمله كرد؛ به‌گونه‌ای كه آن‌ها بپذیرند كه شكست خواهند خورد. اگر كسی در ذهنش بپذیرد كه شكست می‌خورد، حتماً در دنیای واقه نیز شكست خواهد خورد. زیرا آنچه فرد را به مقاومت تشویق می‌كند، روحیه است.

از سوی دیگر، هزینه‌ی جنگ نرم بسیار كم‌تر از جنگ سخت است. به معاویه می‌گفتند: چرا این‌همه پول برای خرید افراد و تبلیغات خرج می‌كنی؟ یكی از پاسخ‌های معاویه این بود كه هزینه‌ی جنگ، بسیار بیشتر از این است. بنابراین معاویه نیز به گونه‌ای عملیات نرم انجام می‌داد اما امروزه به شكل علمی به این قضیه پرداخته می‌شود.
بنابر آنچه گفته شد، اگر بخواهیم تعریفی از عملیات و جنگ نرم ارائه دهیم، می‌توان گفت: "هر حركتی كه احیاناً به عنوان مقدمه‌ی جنگ نظامی مطرح می‌شود و روحیه‌ی طرف مقابل را هدف گرفته است" بنابراین تمام برنامه‌ریزی‌هایی كه در این چارچوب باشد، جنگ نرم تعریف می‌شود.

اعمال قدرت بر گروه‌های هدف
گروه‌های هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده‌های مردم هستند. نخبگان نیروهای میانی را تشكیل می‌دهند و می‌توانند به عنوان تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان یك حكومت مطرح باشند. نخبگان جامعه‌ی مدنی مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگی ذهنی خود، می‌توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ایجاد كنند و روحیه‌ی ملت را درهم بشكنند. بنابراین گروه‌های هدف مشخص هستند اما عملیات نرم طبیعتاً برای یك رهبر یا رهبران سیاسی متفاوت است با آنچه با توده‌ی مردم یا نخبگان انجام می‌شود.

نبرد اصلی در جنگ نرم یا "soft war" و جنگ سخت یا "Hard war" برای اعمال قدرت است. یعنی یك كشور، حزب یا گروه یا فرد می‌خواهد برطرف مقابل كه ممكن است یك كشور یا حزب، یا فرد دیگری باشد، اعمال كنترل و اعمال قدرت كند.
بر اساس تعریف رابرت دال و دیگران، اعمال قدرت آن است كه طرف مقابل شما كاری را انجام دهد كه شما نمی‌خواهید اما او می‌خواهد. در عملیات نرم فرد این كار را با اختیار خود انجام می‌دهد، در حالی كه در عملیات سخت شما او را با زور وادار می‌كنید تا مطابق خواسته‌ی شما تغییر رفتار دهد. در نبرد نرم این حركت به گونه‌ای انجام می‌پذیرد كه فرد با میل خود یا خلاف میل خود عملی را انجام می‌دهد كه نهایتاً به نفع شماست ولی شما در مورد آن زور به كار نبرده‌اید. این‌جا روش‌های دیگری وجود دارد كه یكی از آن‌ها "فریب" یا "بزرگ‌نمایی" است كه باعث تضعیف روحیه‌ی طرف مقابل می‌شود و فرد، آمادگی لازم را برای پذیرفتن نظرات دیگران پیدا می‌كند. بنابراین در جنگ نرم، تأثیرگذاری از نوع غیرمستقیم است.

ماهیت زور در جنگ نرم
ماهیت زور یا اعمال اقتدار در جنگ نرم با ماهیت آن در جنگ سخت متفاوت است. زور یعنی ایجاد تغییر در رفتار دیگران، بر خلاف میل آن‌ها. در جنگ نرم همین اتفاق رخ می‌دهد و ممكن است خلاف میل فرد باشد اما فرد خودش آن را چندان احساس نمی‌كند. تصور كنید فردی را كه كلاه‌برداری می‌كند؛ او به نوعی مبلغی پول را از دست شخصی درمی‌آورد اما با فریب و روش‌هایی كه شخص را وادار می‌كند با دست خودش این كار را انجام دهد. حال تصور كنید دزدی با زور پول شخصی را در خیابان ‌بقاپد؛ هر دو به نحوی با استفاده از زور این كار را انجام داده‌اند اما ماهیت این زور، متفاوت است.

از لحاظ روان‌شناسی، انسان یك سیستم است كه مجموعه‌ای درون‌داد (اطلاعاتی كه به فرد داده می‌شود) و مجموعه‌ای برون‌داد دارد. اگر شما بتوانید درون‌داد و اطلاعاتی را كه به ذهن او وارد می‌شود به نوعی كنترل كنید، تا حدودی می‌توانید رفتار برونی او را هم كنترل كنید. وقتی ورودی یك كارخانه كنترل شود، خروجی آن را نیز در كنترل است. در نبرد نرم، همین كار صورت می‌گیرد. اطلاعات مورد نیازی كه ظاهراً مفید است، به فرد داده می‌شود اما این اطلاعات ممكن است "درست"، "گزینش شده" یا "اشتباه" باشد. نهایتاً رفتاری كه از فرد منتج می‌شود، رفتاری است كه شما مایلید صورت بپذیرد.
نخبگان هر خبری را كه می‌شنوند، نمی‌پذیرند. ابتدا با شك و تردید برخورد می‌كنند؛ زیرا خود یك سیستم گزینشی دارند. برای این‌كه اطلاعاتی را به نخبگان انتقال دهید، لازم است از فرایند دیگری استفاده كنید. اما بخش بزرگی از توده‌ی مردم هرچه را كه می‌شنوند، می‌پذیرند؛ این در حالی است كه نخبگان در بخش عمده‌ی آنچه می‌شنوند، شك می‌كنند. بنابراین در عملیات نرم روش‌های مختلفی دنبال می‌شود تا به نتیجه‌ی دلخواه حاصل شود.

روش‌ها:
1. فریب و دست‌كاری در منطق مخاطب: یكی از روش‌های مهم در جنگ نرم، گونه‌ای فریب است؛ یعنی مخاطب باید به این نتیجه برسد كه باید این كار را انجام دهد و راهی جز این ندارد. این زمانی است كه گزینه‌های مقابل او آنقدر محدود شود كه هرچه را در دایره‌ی گزینشش انتخاب كند، برای طرف مقابل، بُرد محسوب شود. ظاهراً تنوع هست ولی راه گریزی نیست.
مهم‌ترین و بالاترین سطح فریب این است كه فرد را به خودفریبی بكشانند. گاهی فرد فریب می‌خورد اما می‌داند كه فریب خورده و چاره‌ای ندارد. گاهی نیز فرد فریب می‌خورد اما هرچه تلاش می‌كنند او را از دایره و تور فریب بیرون بیاورند، امكان‌پذیر نیست؛ چراكه نمی‌خواهد باور كند كه فریب خورده است.
هر فرد، نوعی شناخت و معرفت نسبت به عالم، نسبت به خود و نسبت به روابط با دیگران دارد. وقتی بتوانید وارد حوزه‌ی شناختی فرد شوید و مقدمات را فراهم كنید، نتیجه‌ی دلخواهتان را هم می‌گیرید. این كار چندان پیچیده نیست؛ مثل این است كه در شعر، وزن و قافیه تعریف ‌كنید و دیگران مقابل مكلف باشند كه قسمت دوم را تكمیل كنند! آن‌ها مجبورند در وزن و قافیه‌ی مورد نظر شما بسرایند.
در روان‌شناسی جنگ، بر روی این مبحث مطالعه می‌كنند كه باید فهمید سوژه‌ای كه قرار است روی آن كار شود، چطور می‌اندیشد؟ باید منطق طرف مقابل را كشف كرد تا بر اساس آن، فرد را به نتایجی كه می‌خواهیم، برسانیم یا در منطق و مدل فكری او دست‌كاری كنیم و نهایتاً نتیجه‌ی لازم را بگیریم.
از لحاظ روان‌شناسی در رسانه‌ها انسان‌ها عملاً به عروسك خیمه شب بازی تبدیل می‌شوند. اوج این مسأله در رسانه‌های غربی دیده می‌شود. اگر رسانه‌ها خاموش شوند، تا مدت‌ها یك "خلأ فكری" شدید در غرب رخ خواهد داد؛ زیرا مردم دیگر نمی‌دانند چطور بیاندیشند و از كدام سبك زندگی تبعیت كنند؛ به‌خصوص در ایالات متحده آمریكا.

2. تردیدافكنی و جایگزینی منابع: شاید اولین كاری كه در جنگ نرم انجام می‌شود این است كه شخص را نسبت به دیدگاه‌های خود دچار شك و تردید كنند. به ویژه تشكیك در كارآمدی‌ و نتیجه‌بخشی یك رفتار: آیا این كار نتیجه دارد؟ آیا منطقی هست؟ تشكیك، در واقع "نرم‌سازی ذهن" طرف مقابل برای عملیات بعدی است. شك، فرد را دچار خلأ فكری و منطقی می‌كند و او آماده می‌شود تا چیزهای دیگری را در ذهن بپذیرد.
بنابراین ابتدا فرد باید نسبت به منابع فكری خود شك كند. در مرحله‌ی دوم، مخاطب ‌باید منابعی كه اطلاعات در آن ریخته می‌شود را بپذیرد. برای نمونه دشمن می‌گوید: رسانه‌های شما دروغ می‌گویند یا همه‌ی واقعیت را نمی‌گویند و بر اساس منافع خودشان این كار را می‌كنند... در نتیجه نسبت به صحت عمل رسانه‌های خودی شك پیدا می‌شود؛ ولی همچنان نیاز هست كه منابع اطلاعاتی دیگری جایگزین آن شود. آن‌گاه سریعاً منابع رقیب از سوی دشمنان معرفی می‌شوند. تزریق اطلاعات این‌گونه صورت می‌پذیرد.

3. طراحی ادبیات مناسب: هر انسانی، ارزش‌ها و شاكله‌ی ذهنی‌ای دارد. اگر مطالبی كه دیگران می‌گویند تفاوت زیادی با این شاكله‌ی‌ ذهنی داشته باشد، انسان آن ‌را پس می‌زند. اگر شخص مذهبی، پیامی كاملاً ضدمذهبی دریافت كند، طبیعی است كه از همان اول آن‌ را نمی‌پذیرد. به همین دلیل دشمن تلاش می‌كند پیام مورد نظرش را با توجه به شاكله‌ی روانی مخاطبان، طراحی كند.
از این رو یكی از مسائل پراهمیت در نبرد روانی، طراحی ادبیات مناسب است. ادبیاتی كه ظاهری ارزشمند داشته باشد. دشمنان، ادبیات و ارزش‌های ما را منفور و نامطلوب نشان می‌دهند؛- ذهن مردم هم طبیعتاً به چیزهای نازیبا گرایش ندارد- آن‌گاه یك ادبیات جایگزین مطرح می‌كنند و از این راه به مرور زمان بر تمایلات و رفتارهای ما تأثیر می‌گذارند. این‌گونه است كه بعد از مدتی، فرد دچار عمیق‌ترین شكل فریب، یعنی خودفریبی می‌شود و هرگونه تلاش برای آزادسازی را تلاش برای نابودی می‌انگارد و در نتیجه مقابل آن می‌ایستد.
مهم‌ترین استراتژی در برابر جنگ روانی، "آگاهی‌بخشی" است؛ اما اگر فرد به خودفریبی رسیده باشد، آگاهی‌بخشی هم تأثیری ندارد. البته راه‌های دیگری هم وجود دارد؛ مانند تردیدآفرینی در باورهای جدید تا منطق آن متلاشی شود. همان كاری كه حضرت ابراهیم با شكستن بت‌ها و قرار دادن تبر در دست بت بزرگ انجام داد و به منطق بت‌پرستان حمله كرد.

4. الگوسازی از سبك زندگی غربی: در طول تاریخ مصداق‌های گوناگونی از جنگ روانی و روش‌های آن وجود دارد كه امروز علمی‌تر شده و به دلیل توانایی رسانه، با قدرت بیشتری از آن استفاده می‌شود. یكی از مواردی كه در دنیای مجازی رسانه‌ای كه امروزه در آن زندگی می‌كنیم اهمیت دارد، "الگوسازی" است. حتی شخصیت‌های كارتونی كه می‌شناسیم- مانند سوپرمن و...- دارای قدرتی فوق بشری هستند و پیام و هدف خودشان را كه مأموریتی جهانی است، نجات دنیا از دست اشرار (فضایی یا زمینی) مطرح می‌كنند. این ابرمردها اغلب در ایالات متحده امریكا هستند؛ یعنی هركه دشمن آمریكاست و قصد حمله به آمریكا را دارد، شرور محسوب می‌شود.
قهرمانان جهان كه الگوی فرزندان ما هستند، آمریكایی هستند. در همه‌ی انسان‌ها به‌خصوص در كودكان نوعی هم‌زادپنداری یا هم‌زادسازی با قهرمانان وجود دارد. همه تلاش می‌كنند خودشان را به قهرمانان نزدیك و شبیه كنند. وقتی كه ملیت و هویت آن قهرمان آمریكایی است، مخاطب نیز تلاش می‌كند خود را به آن هویت نزدیك كند؛ همان چیزی كه آمریكایی‌ها تلاش می‌كنند به عنوان "سبك زندگی آمریكایی" در آسیا و اروپا رواج دهند.

آمریكایی‌ها در این مسیر از روش‌های مختلفی استفاده می‌كنند. در فیلم سینمایی ماتریكس این‌گونه القا می‌شود كه دنیا، دنیایی مجازی و ماتریكسی است كه تنها گروه اندكی در آن زنده و واقعی‌ و درصدد نجات یك شهر یا مركز به نام زاین یا صهیون هستند. یعنی همه‌ی دنیا در مسیری اشتباه و خوابی ویژه‌اند و گروه زنده‌ای كه می‌خواهند دنیا را نجات دهند، صهیون هستند. این القائات عجیب، با استفاده از اوج توانایی تكنولوژیك در حوزه‌ی رسانه صورت می‌گیرد.
یكی از كارهایی كه آمریكایی‌ها انجام داده‌اند، تركیب information و entertainment و تشكیل پدیده‌ای به نام infotainment است؛ تركیبی از "تفریح و خبرگویی". آمریكا پیش از هر چیز، سعی دارد "امپراطوری ذهنی" خود را گسترش دهد و كنترل مغزها را به دست بگیرد تا در نتیجه كنترل فرهنگ، اقتصاد و سیاست شكل بگیرد.

گاهی اوقات عملیات روانی دیگران آنقدر جذاب است كه فرد به سرعت دچار خودفریبی می‌شود و حاضر نیست توجه كند كه مثلاً فیلم هری‌پاتر چه پیامی در خود دارد؟ چرا در این فیلم وقتی قرار است هری پاتر با زن چینی ازدواج كند، ناگهان در داستان، آن شخص حذف و فردی اروپایی جایگزینش می‌شود. زیرا از نظر آمریكایی‌ها زمانی كه كشوری مانند چین از لحاظ اقتصادی به سرعت رو به رشد است، نباید به یك الگو تبدیل شود. این داستان‌ها و فیلم‌ها بدون پیام سیاسی نوشته و تولید نمی‌شوند. همه‌ی این نكات، ظرافت كار عملیات نرم را نشان می‌دهد. بنابراین زمانی كه ما می‌خواهیم در مقابل جنگ نرم، پدافند كنیم باید بتوانیم این ظرافت‌ها را بشناسیم و در مقابل، الگوی مقاومت‌مان را به همان ظرافت طراحی كنیم.

چند گام‌ در برابر جنگ نرم
اولین كاری كه در مقابله با هرگونه عملیات نرم رقیب می‌تواند صورت بگیرد، "آگاهی‌بخشی" است تا هم رقیب بفهمد كه ما متوجه اعمال او هستیم و هم ملت خودمان این آمادگی را دریابند. وقتی كه از طریق آگاهی‌دهی، "مصون‌سازی" ایجاد شود، گام بزرگی برداشته شده است. البته این كار پیچیده است و در یك مقطع كوتاه انجام شدنی نیست.
در واقع ما باید در یك فرایند ملت‌سازی شركت كنیم. امام خمینی(ره) یك انقلاب را به پیروزی رساند اما پیش از آن فرایند ملت‌سازی را آغاز كرده بود. انقلاب در واقع ثمره‌ی كار بود، نه شروع آن. این ملت‌سازی از چه زمان آغاز می‌شود؟ از مهدها. كشوری كه می‌خواهد برای دنیا الگو درست كند، باید از لحاظ حركت، نمونه‌ی مطلوب و مورد پذیرش را در مركز جهان اسلام ایجاد و نهادینه كند. بنابراین باید فرایند ملت‌سازی‌ای را كه شروع كرده‌ایم، تكمیل كنیم؛ البته به عنوان یك فرایند مستمر؛ یعنی یك پروسه، نه پروژه.

نكته‌ی دیگر این‌كه نمی‌توان برای كل جامعه یك پیام واحد طراحی كرد. با توجه به اجزاء مختلف جامعه، هر پیام باید متناسب با روحیات، تعلقات فكری، مبنای شناختی و منطقی خاصی طراحی شود. گرچه اجزاء جامعه هویت دینی و ملی واحدی دارند كه طبق دین اسلام باید از پیش از تولد تا زمان مرگ برای آن‌ برنامه داشت. تلاش ما برای تمدن‌سازی و ملت‌سازی، عظمت كار ما و این‌كه تلاش ما مكانیكی نیست را نشان می‌دهد.
همچنین هنگامی كه نظام، پیامی را برای آحاد مردم طراحی می‌كند، نباید در ذات این پیام، تعارض و تناقضی وجود داشته باشد. بنابراین، نظام فرهنگی و نهادهای فرهنگی كشور باید درون یك استراتژی كلان عمل كنند.
.............
amirnikafrooz
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 16:22  توسط امیر نیک افروز  | 

شهیدان زنده اند الله اکبر

دعا کنید خداوند شهادت را نصیب شما کند

در غیر اینصورت زمانی فرا می رسد که جنگ تمام می شود و رزمندگان امروز به سه دسته می شوند :

دسته ای به مخالفت با گذشته خود بر می خیزند و از گذشته خود پشیمان می شوند .

دسته ای راه بی تفاوتی را بر می گزینند و در زندگی مادی غرق می شوند و همه چیز را فراموش می کنند .

و دسته سوم به گذشته خو وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند که از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند کرد .

پس از خدا بخواهید که با وصال شهادت از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید .

چون عاقبت دو دسته  اول ختم به خیر نخواهد شد و جز دسته سوم ماندن بسیار سخت و دشوار خواهد بود .

( سردار شهید حمید باکری )

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 23:8  توسط امیر نیک افروز  | 

موشك‌هاي ايران با شليك نخستين موشك غرب، قلب تل‌آويو را هدف مي‌گيرند

حجت‌الاسلام والمسلمين مجنبي ذوالنور دوشنبه شب در نشست بصيرت كه در مسجد اهل بيت(ع) قم برگزار شد، در سخناني اظهار داشت: برخي افراد بصيرت را چشم مي‌دانند و برخي‌ها بصيرت را يك تخصص مي‌دانند و اين در حالي است كه هيچ يك از اين معاني براي بصيرت درست نيست.
وي با بيان اينكه ممكن است كسي مجتهد باشد ولي فاقد بصيرت باشد، تصريح كرد: پيچيدگي‌هاي زمان ما به نحوي است كه هر كسي كه دفتري داشته باشد، نميتواند درباره هر موضوعي صحبت كند، امروز هيچ مورد فرهنگي پيدا نمي‌كنيم كه رنگ و بوي سياسي نداشته باشد بنابراين هركسي در هر جايگاهي كه قرار دارد بايد داراي يك بصيرت كامل باشد.
جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با بيان اينكه در نظام اسلامي برج مراقبت جايگاه ولايت و رهبري است، تصريح كرد: بسياري از جريانات است كه مانند دمل‌هاي نرسيده است ولي رهبري از عقبه آن خبر دارند، اگر سمت فكري رهبري به يك سمت خاصي است ما نبايد به دنبال دليل روشن براي آن باشيم.
وي ادامه داد: در بسياري از حوادث خيلي از خواص ما كه داراي علم بسياري بودند در پرتگاه فتنه دچار لغزش شدند، ولي يك پيرمرد روستايي چون هدف را مي‌شناسد و رگه‌هاي انحراف را تشخيص مي‌دهد دچار لغزش نشده است.
وي بيان داشت: يك دوره در زمان انقلاب است كه اگر يك آيت‌الله العظمي مقابل امام بايستد به او مهر ساواكي بودن مي‌زنند و يك زمان در دوران جنگ قرار داريم كه عده‌اي مي‌گفتند امام(ره) بايد در قيامت پاسخگو باشد و اين به دليل محدود بودن افق ديد آنهاست.
ذوالنور با بيان اينكه اگر بينش و بصيرت امام(ره) و لبيك مردمي كه بصير بودند، نبود دشمن در هشت سال جنگ تحميلي به اهداف خود دست مي‌يافت، بيان داشت: پيروي مردم از امام خميني(ره) به نحوي بود كه فاصله بين امام(ره) و مردم ايجاد نشد و اگر اين فاصله ايجاد مي‌شد، وضعيت ما امروز بدتر از عراق و افغانستان شده بود.
وي با اشاره به پيشرفت‌هاي ايران بعد از پيروزي انقلاب اسلامي خاطرنشان كرد: امروز به هر قله‌اي از پيشرفت‌هاي جهان نگاه مي‌كنيم، ردپايي از دانشمندان ايراني را مشاهده مي‌كنيم.
وي با بيان اينكه امروز براي دنيا بسيار سنگين است كه ايران پيشرفت كند، ادامه داد: آنها مي‌دانند كه وقتي شما براي فرستادن ماهواره اميد به فضا ماهواره‌بر سفير را ساخته‌ايد، يعني به قدرت بالستيك تبديل شده‌ايد و آنها مي‌دانند كه اگر بخت خود را امتحان كنند و موشكي به سمت ايران پرتاب كنند، هنوز در حالي كه گرد و خاك موشك آنها در هوا وجود دارد، گرد و خاك موشك‌هاي ايراني از قلب تلاويو بلند مي‌شود.
جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با بيان اينكه برخي افراد تك بعدي هستند، اظهار داشت: ريزش يك امر طبيعي است كه البته انقلاب رويش‌هاي بسياري داشته است، انقلاب در زمان فتنه بصيرت خاص خود را مي‌طلبد كه ممكن است نخبگان در آن قفل كنند، ما نبايد به افراد دل ببنديم بلكه بايد به ملاك‌ها توسل كنيم، اگر كسي با معيار و مبنا حركت كرد دچار لغزش نمي‌شود.
وي گفت: بسياري از ما ولايت را نفهميديم و شخص «ولي» را در حد يك وكيل مي‌دانيم، اگر افراد معني «ولي» را مي‌دانستند، قائم مقام رهبري تعيين نمي‌كردند، اگر ما مباني فقها در ارتباط با ولايت را به جامعه منتقل كنيم، نسل جوان مقاله‌هاي كسي كه دريوزگي غرب را مي‌كند را به سطل زباله مي‌اندازد و هركسي با سالوسي نمي‌تواند از نسل جوان ما استفاده كند.
ذوالنور ادامه داد: اگر امروز دشمن از ميدان فتنه استفاده مي‌كند به دليل اين است كه ما بسترها و لوازم جنگ نرم را براي مردم تبيين نكرده‌ايم، همه ما از خواصيم ولي به وظيفه خود به خوبي عمل نكرده‌ايم.
وي اضافه كرد: جريانات مقابل ما تشكيلاتي عمل مي‌كنند، آنها كشته‌سازي مي‌كنند، ولي ما نتوانستيم از شهداي خود به درستي استفاده كنيم.
ذوالنور ادامه داد: اگر برخي خواص به درستي موضع نگرفته‌اند به دليل چند روز انتخابات نيست، آقاي كروبي در اواخر دولت خاتمي در يك مراسمي اعلام كرد كه انقلاب از قم شروع شد و پيروز شد و ما اصلاح‌طلبان نيز بايد از قم آغاز كنيم، امروز تكليف بسياري از مسائل آينده روشن مي‌شود.
وي با بيان اينكه دشمنان ابزارهاي بسياري در دست دارند، گفت: آنها از اينترنت به خوبي استفاده مي‌كنند و فيس‌بوكي كه در زمان انتخابات در دست اين آقايان بود، رئيسش يك يهودي است.
وي تصريح كرد: ما نتوانستيم از عقبه‌ها خوب استفاده كنيم و نتوانستيم رهبري و زندگي رهبري را به نسل جوان بشناسانيم.
..............................

امیرنیک افروز

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 13:29  توسط امیر نیک افروز  | 

سايتهای متعلق به شبكه جاسوسي آمريكا از سوي تيم رصد سايبري سپاه منهدم شد

در پي انهدام شبكه‌هاي جاسوسي و سازمان يافته جنگ سايبري آمريكا، پاسداران حريم ولايت در تكميل نمايش اقتدار خويش، تعداد 29 سايت متعلق به شبكه جاسوسي مذكور را كه با پوشش دروغين فعالين حقوق بشر فعاليت مي‌كردند منهدم كردند.
البته اقدامات آمريكا در جنگ سايبري گسترده بوده و ممكن است فعاليت‌هاي ديگري نيز براي بازيابي اين سايت‌ها انجام شود.
فهرست سايت‌هاي مذكور بدين شرح است:

EN-HRANA.COM
EN-HRANA.INFO
EN-HRANA.ORG
HRAICP.COM
HRAICP.INFO
HRAICP.NET
HRAICP.ORG
HRAIRAN.INFO
HRA-IRAN.INFO
HRA-IRAN.ORG
HRA-NA.INFO
HRANEWS.INFO
HRA-NEWS.INFO
HRA-NEWS1.INFO
HRA-NEWS2.INFO
HRA-NEWS3.INFO
HRA-NEWS4.INFO
HRA-NEWS5.INFO
K-RAFIEE.INFO
LC-HRA.COM
NEWS-HRA.INFO
RADIO-HRA.INFO
hra-iran.com
hra-news.org
hrairan.org
hra-iran.net
kamangar.info
hra-news.org
bsc-iran.org

گفتني است تيم رصد سايبري سال گذشته همزمان با نزديك شدن به عيد نوروز بسياري از شبكه‌هاي فساد مجازي مضلين را منهدم كرده و با از بين بردن سايت‌هاي فارسي زبان فعال در عرصه فساد و بي‌بندباري هديه نوروزي خود را به مردم مومنان و انقلابي اهدا كردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم فروردین 1389ساعت 15:32  توسط امیر نیک افروز  | 

ساخت كنيسه در جوار مسجدالاقصي گامي براي تخريب قدس شريف است


به نقل از دفتر آيت‌الله مكارم شيرازي، در بيانيه اين مرجع تقليد آمده است: باز هم يك توطئه شيطانى جديد از سوى رژيم غاصب اسرائيل براى يهودى‌سازى قدس شريف صورت گرفت و آن ساختن كنيسه بزرگى در فاصله بسيار نزديكى از ديوار غربى مسجدالاقصى در اراضى متعلق به مسلمين است.
در بخش ديگري از اين بيانيه آمده است: افتتاح اين كنيسه كه با تبليغات وسيعى همراه بود، همراه با اقدام به شهرك‏سازى گسترده جديد با وجود محكوميت آن از سوى مجامع جهانى بيانگر عمق اين فاجعه است، حتى تحليلگران سياسى معتقدند اينها مقدمه‏اى است براى ويران كردن قدس شريف و بناى معبد سليمان به جاى آن و نابود كردن همه آثار اسلامى در بيت‏المقدس و ما همه اينها را شديداً محكوم مى‏كنيم.
در اين بيانيه تصريح شده است: اين توطئه جديد آتش خشم را در دل همه مسلمانان جهان برافروخته و آن را مقدمه‏اى براى انتفاضه ديگر و انفجار جديدى در سرزمين‏هاى اشغالى مى‏دانند. آيا سران بعضى از دول عربى كه با رژيم غاصب نرد عشق مى‌بازند بازهم به راه خود ادامه مى‏دهند؟ آيا از آنها مى‏ترسند در حالى كه حزب‌اللَّه شجاع لبنان و مردم غزه ثابت كردند ارتش اسرائيل ضعيف‏تر و آسيب‏پذيرتر از آن است كه سبب خوف شود. آيا بازهم در برابر اين حادثه شوم سكوت خواهند كرد، يا به محكوميت لفظى قناعت كرده و لعن و نفرين ملت‏هاى اسلامى و آيندگان را براى خود مى‏خرند؟ يا در اقدامى شجاعانه طوفانى از خشم و فرياد را بر سر اسرائيل فرو مى‌ريزند.

در بخش پاياني اين بيانيه آمده است:‌ اگر بعضى از دول عربى در برابر اينگونه كارها سكوت كنند به يقين ملت‏هاى مسلمان سكوت نخواهند كرد و با انسجام بيشتر در برابر آنها خواهند ايستاد و غيرت اسلامى خود را نشان خواهند داد.

امیرنیکافروز . منبع : فارس

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم فروردین 1389ساعت 1:35  توسط امیر نیک افروز  | 

دفاع از حقوق بشر به نيابت از منافقين و سازمان هاي جاسوسي

«حقوق بشر» يکي از واژگان و مفاهيم مسخ شده در پروژه دموکراتيزاسيون است. مفهومي که ابتدا در بستر سياسي متولد شد و ديري نپاييد که با هياهوي پر‌طمطراق حقوق، به ابزار فريب و سلطه بدل شد. نگاهي به انگيزه‌ها و اهداف بنيانگذاران اوليه اين واژه و شرايط تاريخي – سياسي آن برهه، به تنهايي براي درک ماهيت اين مفهوم کافي است.
اگر نويسندگان اعلاميه استقلال امريكا را از پيشتازان اين عرصه قلمداد کنيم به تنهايي شواهد مورد نياز براي ادعاي ما در خصوص اينکه حقوق بشر پروژه‌اي سياسي است، فراهم خواهد شد. دقيقاً در شرايطي که مهاجران اروپايي با هجوم به سرزمين‌هاي بکر و دست نخورده امريكاي شمالي، آن را به تصرف در آورده و بوميان سرخ پوست را در جنگل‌ها و نواحي دور دست به اسارت در زندان‌هاي تعريف نشده در آوردند، با تسلط بر اين سرزمين ادعاي استقلال نمودند و آن گاه ادبيات دروغين حقوق بشر در يک پروسه سياسي در درگيري بين شمال و جنوب براي بسط و توسعه قدرت، تحت عنوان مبارزه با برده داري، وارد منازعات سياسي شد. اگر اين سابقه تاريخي مدنظر باشد آنگاه در چند و چون ماهيت سازمان‌هايي که با ادعاهاي کذايي حقوق بشري وارد منازعات سياسي با ملت‌ها و دولت‌هاي مستقل مي‌شوند، ترديد نخواهيم کرد. اينکه در اغلب متون حقوق بشري، مثل کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان، کنوانسيون حقوق کودک و غيره دفاع از حقوق مسلم و انساني افراد جاي خود را به مبارزه با قواعد و سنن بومي و ديني جوامع داده است، مسلماً از چنين مبدأيي سرچشمه مي‌گيرد.
وقتي پايه ادعاهاي حقوق بشري بر چنين اساسي استوار باشد، انتظار تناسب ادعاها با عملکرد مدعيان، بيهوده خواهد بود.
در اين ميان نکته قابل تأمل اين است که با مرور زمان و تحول در سطح نگرش‌هاي سياسي و امنيتي، ادعاهاي حقوق بشري از فعاليت‌هاي سياسي به سمت گرايش‌هاي امنيتي سوق پيدا کرده و در استراتژي سرويس‌هاي اطلاعاتي جايگاهي ويژه يافته است. اين که چگونه در يک روند سياسي- اجتماعي يک «سوژه معترض» به يک «سوژه امنيتي - جاسوسي» تبديل مي‌شود، پديده‌اي نوين و پيچيده است.
در شرايطي که در غرب، انديشمندان و نظريه‌پردازان سيستم دانشگاهي و آکادميک، به عنوان طراحان الگوهاي امنيتي ايفاي نقش مي‌کنند، جلب و جذب عناصر ميداني از ميان قشر‌هاي اجتماعي طبيعي خواهد بود.
اما جاي شگفتي است که دشمنان نظام اسلامي در فرايند فعاليت‌هاي براندازانه و براي استفاده از روش‌هاي اجتماعي و عوامفريبانه جديد خود، دست به دامن منفورترين و مردودترين جريان‌ها در افکار عمومي مي‌شوند. گرچه توسل به دامن يک جريان تروريستي و ضد انساني براي آزمون شيوه‌هاي نوين تقابل با نظام اسلامي، نهايت درماندگي دشمن را به نمايش مي‌گذارد. تصور اينکه گروه بدنامي چون «سازمان منافقين» که در سراسر جهان به انجام اعمال تروريستي و جنايت‌هاي ضد بشري مشهور است، پادوي مراکز امنيتي و اطلاعاتي غرب قرار گرفته است تا با پوشش‌هاي حقوق بشري وارد دور جديد مبارزه و رودررويي با جمهوري اسلامي گردد، در زمره واقعيات مضحكي است كه بيش از هر چيز پشت پرده نقاب رنگين «دفاع از حقوق بشر» را به نمايش مي‌گذارد.
از مدعيان حقوق بشري که چشم خود را به نقض گسترده و بي‌امان حقوق انساني در سراسر جهان مي‌بندند و از نسل کشي و قتل عام مردم فلسطين و يمن گرفته تا نقض سيستماتيك وگسترده حقوق ميليون‌ها انسان بيگناه در عراق و افغانستان و حتي در قلب اروپا و امريكا چشم مي‌پوشند و در مقابل، ارزش‌ها و سنت‌هاي ملي، سياسي و اجتماعي ملت‌ها را مصداق نقض حقوق بشر مي‌شمارند، انتظاري جز اين نيست که از سخيف‌ترين شيوه‌ها و بدترين ابزار‌ها براي مقابله با دولت‌ها و ملت‌هاي مخالف نظام سلطه بهره گيرند.
دست سازمان منافقين خلق كه تا مرفق به خون ملت ايران و حتي عراق و کويت آغشته است، اكنون با پوشش دفاع از حقوق بشر با دست سازمان‌هايي چون سيا و موساد در يك كاسه قرار گرفته است. اين دست‌هاي آلوده در دور تازه فعاليت‌هاي خود با پوشش‌هايي مانند دفاع از حقوق اقليت ها، محرومان از تحصيل، گروه‌هاي صنفي و غيره پا به ميدان مقابله با نظام اسلامي نهاده اند.
آنچه در پيش رو داريد، مروري اجمالي بر فعاليت‌هاي شبانه روزي دلاورمردان سازمان اطلاعات سپاه در «پروژه مرصاد» است که نتيجه آن، كشف و شناسايي شبكه پيچيده و گسترده‌اي شد كه با هدايت مستقيم سرويس‌هاي جاسوسي بيگانه و عامليت مستقيم گروهك خونريز منافقين در طول سال‌هاي اخير با پوشش گروه «فعالان حقوق بشر» در كشورمان به فعاليت مشغول بوده اند.
پيشينه فعاليت ها
مجموعه «فعالان حقوق بشر» مجموعه‌اي ويژه در روند فعاليت‌هاي حقوق بشري در ايران به شمار مي‌رود. اين مجموعه از اواخر سال 1384 فعاليت خود را آغاز و در نوروز سال 1385 تحت عنوان مجموعه فعالان حقوق بشر رسماً اعلام موجوديت کرد.
«کيوان رفيعي» عضو سازمان سيا و از اعضاي اصلي سازمان منافقين به عنوان دبير مجموعه فعالان حقوق بشر، در تشريح روند شکل‌گيري اين گروه، اعتراف مي‌کند: عنوان مذکور با هدف جلوگيري از ايجاد حساسيت براي‌ نيروهاي امنيتي انتخاب شده است، چرا که عناويني مانند سازمان و از اين قبيل نياز به تأييد رسمي داشته و حساسيت برانگيز است.
دفاع از حقوق بشر به نيابت از رجوي
مجموعه فعالين حقوق بشر، جزء معدود گروه‌هايي است که از همان ابتدا تحت اشراف عملياتي سازمان منافقين و حمايت مستقيم سرويس‌هاي اطلاعاتي غرب شروع به کار کرده و در تداوم فعاليت خود نيز از حمايت‌هاي اطلاعاتي- فني و مالي سازمان بهره برده است. اغلب اعضاي اين مجموعه با گرفتار آمدن در دام اطلاعاتي سازمان منافقين در كشورهاي اروپايي و با حمايت و هدايت سازمان، در پوشش گروه‌هاي حقوق بشري فعاليت خود را آغاز کرده اند.گفتني است بر اساس اسناد به دست آمده از اين گروه، پوشش «فعاليت‌هاي حقوق بشري» به عنوان بهترين شيوه به منظور فريب مراکز امنيتي کشور براي اقدامات براندازانه در دستور كار آنان قرار گرفته است. سازمان منافقين با دريافت پيشنهاد چنين فعاليت‌هايي از جانب سازمان سيا و موساد توانسته است افراد مورد نظر را پس از شناسايي وارد صحنه سازد. اثبات اينکه براي عناوين انسان دوستانه‌اي که چنين گروه‌هايي مدعي آن هستند، جز فريب افکار عمومي و انحراف اذهان و ايجاد پوشش براي فعاليت‌هاي براندازانه، هدفي تعريف نشده است، کار دشواري نيست. بويژه زماني که از ارتباط و خط‌گيري اين مجموعه با سازمان منافقين، اسناد غير قابل انکاري به دست آمده باشد.
در بررسي فعاليت‌هاي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران به صورت مستقيم و غير مستقيم ردپاي سازمان منافقين مشاهده مي‌شود. شيوه‌هاي به کار رفته در فعاليت‌هاي اين مجموعه، دقيقاً تداعي کننده سبک فعاليت اين سازمان تروريستي است. رعايت اصول امنيتي در تشکيل گروه و نام‌گذاري اعضا، به اعتراف دبير کل آن و نيز تمهيدات گسترده حفاظتي در گزينش اوليه اعضا از جمله مواردي است كه در پرونده اين گروه به چشم مي‌خورند. کارشناسان امنيتي بر اين باورند كه انجام چنين اموري جز با دارا بودن پشتوانه فعاليت‌هاي حرفه‌اي جاسوسي ممكن نخواهند بود.
بخش ديگري ازيافته‌هاي «پروژه مرصاد» حاکي از فعاليت گسترده سازمان منافقين در فضاي سايبري و آموزش و تدوين اصول مبارزات مجازي و براندازانه درتقابل با نظام جمهوري اسلامي است. در روش‌هاي نوين ابلاغ شده از سوي سران اين گروهک تروريستي رگه‌هايي از ادعاهاي مضحک حقوق بشري ديده مي‌شود و اين نشانگر اتخاذ رويکردي جديد در فعاليت‌هاي سازمان است. اما ارتباط مجموعه فعالان حقوق بشر با سازمان منافقين، محدود به ارتباط غير مستقيم نبوده است. رصد اطلاعاتي مركز بررسي جرايم سازمان يافته سايبري سپاه، اسناد انکار ناپذيري را از برقراري رابطه مستقيم بين اين دو مجموعه نشان مي‌دهد. «کيوان رفيعي» علاوه بر تردد مستمربه مقرسازمان منافقين در كشور عراق - قرارگاه اشرف - ارتباط‌ گسترده‌اي از طريق رابطين متعدد با سازمان دارد. «الهه كمالي» با اسم مستعار «زهره» از مهمترين رابط‌هاي وي با سازمان است. يکي از مهمترين سرپل‌ها براي ارتباط و اتصال اوليه به سازمان، حضور فردي به نام «سيد جمال حسيني» در مسئوليت روابط عمومي مجموعه فعالين حقوق بشر است. «سيد جمال حسيني» با نام مستعار «اسفندريار بهار مس» به اعتراف خود، در کمپين پناهندگان سياسي ترکيه بوده و از اعضاي سازمان منافقين است. او خطاب به «دلجو» مسئول پناهندگان سياسي سازمان ملل در ترکيه مي‌گويد: «من هوادار سازمان مجاهدين خلق بودم و يک سال با شوراي مقاومت ملي همکاري کرده ام و 2 بار به صورت غير قانوني وارد کشور عراق شده و به قرارگاه اشرف رفته‌ام».
گفتني است اسناد بيشمار مكشوفه در اين پرونده نشان از آن دارند كه ارتباط گسترده و ارگانيک مجموعه فعالان حقوق بشر با سازمان منافقين به صورت مستمر و با حمايت‌هاي مالي مستقيم بوده است.
تنها در بخشي از كمك‌هاي مالي سازمان منافقين به سركرده اين گروه كه از طريق كنترل ارتباط ايميلي اين فرد با «زهره» كشف شده است، «ماهيانه مبلغ 2000 دلار» از سوي سازمان به حساب وي در بانك كشاورزي واريز مي‌شده است. با اين نوع کمک‌هاي مالي است که اعضاي مجموعه مانند «احمد باطبي» كه از محكومين سابقه دار امنيتي مي‌باشد در فرصت مرخصي زندان با واسطه‌گري گروهك تروريستي كومله به راحتي از کشور خارج و با چند مسير به امريكا منتقل مي‌شود و در موارد متعددي با هويت‌هاي جعلي به کشور تردد مي‌کند.
نكته حائز اهميت ديگري كه در اين پرونده به چشم مي‌خورد، جعل حرفه‌اي و گسترده اسناد هويتي براي اعضاي گروه است. تهيه هويت جعلي از طريق جعل گذرنامه و شناسنامه و... تنها از عهده تشکيلات سازمان يافته‌اي بر مي‌آيد که سالها در اين زمينه فعاليت جاسوسي داشته باشد. نقش اين نوع هويت‌سازي جعلي در پوشش فعاليت هاي «کيوان رفيعي» نيز قابل توجه است.
جاسوسي سازمان يافته
مجموعه فعالين حقوق بشر به سهولت از اسناد طبقه‌بندي شده‌اي استفاده کرده‌اند که نمايانگر فعاليت‌هاي جاسوسي گسترده و پيچيده اين گروه با هدف‌گذاري در مراكز حياتي نظام است. «جاسوسي هسته‌اي» در صدر فهرست اين جرايم قرار داشته و به شيوه‌هاي بسيار پيچيده انجام شده است.
به عبارت دقيق تر، ابزار‌هاي جاسوسي عوامل نفاق در داخل کشور و نفوذ آنها در بخش‌هاي مهم و حساس، در يك پروسه هدفمند به ياري مجموعه فعالين حقوق بشر آمده تا بدين وسيله بتوانند اخبار و اطلاعات مورد نظر سرويس‌هاي اطلاعاتي كشورهاي غربي و مجامع حقوق بشري را توليد نمايند. ذکر اين نکته نيز ضروري است که مجموعه مذکور در پوشش دهي به فعاليت‌هاي سازمان‌هاي تروريستي، علاوه بر منافقين - که عامليت مستقيم آنها را بر‌عهده دارد - با گروهک‌هاي تروريستي نام و نشان دار ديگر مانند «گروهک ريگي» و «انجمن پادشاهي» هم در ارتباط بوده و حمايت لازم سياسي و اطلاعاتي را تدارک مي‌ديده است. تماس «دفتر لندن انجمن پادشاهي» با شخص کيوان براي پيگيري سرنوشت يكي از اعضاي ربوده شده به نام «فرود فولادوند» در راستاي اين نوع ارتباطات بوده است.
گسل‌هاي اجتماعي مانع نفوذ مدعيان حقوق‌بشر
از جمله مواردي كه در دستور كارمجموعه فعالين حقوق بشرقرار داشته است، تمرکز بر اقشار گوناگون اجتماعي و موج سواري بر مسائل و مشکلات آنها با هدف سياه‌نمايي از وضعيت كشور مي‌باشد. به عبارتي، اين مجموعه براي نفوذ در بخش‌هاي مختلف اجتماعي و تأثيرگذاري حداکثري بر اين حوزه، در طول چند سال، بعد گسترده‌اي به فعاليت خود بخشيده است. در بررسي‌هاي صورت گرفته پيرامون حوزه فعاليت‌هاي مجموعه مذكور، با اتكا به اسناد مكشوفه و اعترافات متهمين، اين مسئله خودنمايي مي‌کند که تلاشي جهت دار براي طرح مباحث گوناگون در زمينه آموزش‌هاي وارونه ومغرضانه تحت پوشش؛ حقوق زنان، دانشجويان، کارگران، قوميت‌ها و اقليت‌هاي مذهبي در جريان بوده است. اين روند به طور مستقيم از سوي طرف خارجي و بر اساس راهبردهاي ديكته شده سرويس‌هاي جاسوسي غرب، با هدف به چالش کشاندن نظام تنظيم شده است. انتشار جزوات آموزشي، تحليلي و خبري گوناگون در موضوعات مذکور، انجام مصاحبه با زندانيان سياسي و حتي اراذل و اوباش و متهمين مسائل اخلاقي در زمره اين دسته از دستورالعمل‌هاي اجرايي مجموعه جاسوسي فوق قرار داشته است.
مسائل دانشجويي از مهمترين ارکان فعاليت در اين جهت است. از آنجا که دبير کل تشكيلات، خود دانشجوي اخراجي بوده و دو تن از اعضا نيز از فعالين تأثيرگذار سياسي - دانشجويي هستند، طبيعتاً اين نوع از فعاليت‌ها در رأس برنامه هايشان قرار گرفته است. «احمد باطبي» از با سابقه ترين فعالين دانشجويي و از عوامل تأثيرگذار حوادث 18 تير است. «عليرضا.ف» نيز از فعالين دانشجويي سال‌هاي اخير به شمار مي‌رود.
البته گستره تمرکز بر روي فعاليت‌ها ناشي از ارتباط اين مجموعه با سازمان منافقين مي‌باشد. چرا که سازمان از ابتداي فعاليت، عمده جذب هواداران را در ميان جوانان و بخصوص دانشجويان جست‌و‌جو کرده است.
يکي از نکات مهم کشف شده در ايميل‌هاي دبير کل مجموعه، ارتباطات وي با برخي از «فعالين دانشجويي» است. «خبرنامه اميركبير» که در طول سال‌هاي اخير تلاش گسترده‌اي براي اشاعه اخبار كذب، شايعه سازي، تحريك دانشجويان به انجام اقدامات غير قانوني و ارائه گزارش‌هاي سراسر كذب به اصطلاح حقوق بشري داشته است به طور مستقيم از ناحيه اين شبکه جاسوسي تغذيه شده ودر موارد متعدد ايميل‌هاي بسياري بين اين خبرنامه و «کيوان رفيعي» به عنوان سرپل گروهك نفاق و عامل سازمان جاسوسي امريكا رد و بدل شده است که حاکي از ارتباط اين فرد با دو تن از دانشجويان اين دانشگاه به نام‌هاي «مجيد. ت» و «احسان.م» مي‌باشد. همچنين سايت «ادوار نيوز» كه با نام «ادوار سابق انجمن‌هاي اسلامي» مشغول فعاليت مي‌باشد داراي ارتباطاتي با سرپل‌هاي خارجي شبكه جاسوسي مذكور بوده وبرخي مطالب سايت، از جمله اخبار و گزارشات را از طريق ايميل دريافت كرده و به سرعت در سايت مذكور منعكس مي‌كرده است.
علاوه بر حوزه دانشجويي، مجموعه جاسوسي موسوم به فعالين حقوق بشر توانسته است در ميان ساير قشرها و صنوف مانند صنف معلمان و کارگران و حتي پزشکان يارگيري کند. به طوري که «رضا. ش»، عضو هيأت مديره سنديکاي کارگران شرکت واحد، مسئوليت واحد کارگران اين گروه را بر عهده داشته و «رسول. ب»، سخنگوي کانون صنفي معلمان، مسئول کميته معلمان آن است.
در حوزه حقوق اقليت‌هاي مذهبي، فعاليت‌هاي فرقه‌هاي منحرفي مانند برخي از فرق ضاله، دراويش و حتي برخي فرقه‌هاي رسمي، در زمره حمايت‌هاي اين شبكه قرار داشته است. از همين رو طيف گسترده‌اي از اعضاي مجموعه داراي گرايش به بهائيت هستند.
از سوي ديگر تمرکز بر نارضايتي‌هاي اجتماعي و هدايت و تعميق اين نوع اعتراضات نقش مهمي در روند جنگ رواني و ايجاد اختلاف اجتماعي در کشورها ايفا مي‌کند. ازين رو مجموعه موسوم به فعالين حقوق بشر، در طول سال‌هاي گذشته در تلاش بوده است تا با تکيه بر اين اصل، يکي از مؤلفه‌هاي اصلي قدرت و امنيت ملي را هدف قرار دهد.
جاسوسان بيگانه در سيماي مدافعان حقوق بشر
گرچه از مجموعه فعالين حقوق بشر، تحت عنوان مجريان برنامه‌هاي سازمان منافقين در ايران با پوشش فعاليت‌هاي حقوق بشري نام برديم، اما بايستي گفت مسئله اساسي اين است که سازمان منافقين که اكنون به عنوان بازوي اطلاعاتي سرويس‌هاي بيگانه فعاليت مي‌کند، در پروژه مذكورنيز بيشتر نقش رابط بين مجموعه و سرويس‌هاي جاسوسي را ايفا مي‌کرده است.
اكنون سالهاست- به خصوص بعد از سقوط رژيم صدام- که گروهك تروريستي نفاق در تأمين منابع مادي خود نياز روزافزوني به حمايت کشورهاي غربي پيدا کرده است. بنابراين از سر ناچاري در يک مبادله اطلاعاتي- مالي ميان منافقين وسرويس‌هاي جاسوسي غربي، منابع اطلاعاتي مورد نياز آنها را مهيا و متقابلاً هزينه‌هاي سرسام‌آور سازمان تأمين مي‌شود.
به علاوه، گروهك رجوي در راستاي تضعيف نظام از هيچ خيانتي فروگذار نمي‌كند. سابقه سه دهه فعاليت سازمان منافقين بيانگر اين نوع عملکرد است. با اين تفاصيل قطعيت اينکه سازمان منافقين در پرونده حاضر نيز رابط کشورهاي بيگانه و عوامل داخلي باشد، بيش از پيش اثبات مي‌شود خصوصاً با اتكا به اسناد بي‌شماري كه در پروژه كنوني به دستان باكفايت سبزپوشان مركز بررسي جرايم سازمان يافته سايبري سپاه كشف شده است.
اطلاعات موثقي به دست آمده كه حاکي است، «کيوان رفيعي» در سازمان جاسوسي امريكا سوگندنامه فعاليت عليه نظام جمهوري اسلامي را امضا نموده است.اين موضوع در ارتباط محرمانه‌اي كه وي با يكي از سران تشكيلات نفاق داشته، مطرح گرديده است.
مصداق روشن ديگر از ارتباط و فعاليت مجموعه فعالين حقوق بشر زير نظر مراکز جاسوسي غرب، در معرفي افراد براي تأييد پناهندگي سياسي است که بدون مشکل و در کمترين زمان از سوي كشورهاي اروپايي و امريكايي مورد پذيرش قرار گرفته است.
شناخت اعضا و زمينه‌هاي فعاليت آنها همچنين چگونگي طعمه شدن آنها در سرويس‌هاي بيگانه، نيازمند مروري اجمالي بر سوابق اعضاي اصلي مجموعه است:
«کيوان رفيعي» فعال سابق دانشجويي که به دليل فعاليت‌هاي ضد‌امنيتي در سال‌هاي گذشته 5 مرتبه بازداشت شده است.
وي عضو رسمي سازمان منافقين، مرتبط با سازمان سيا و دبير كل مجموعه فعالين حقوق بشر مي‌باشد. نامبرده با خروج غير‌قانوني از كشور هم‌اكنون ساكن کشور امريكاست.
بهزاد.م.و و تارا.ن. دبير اول، روزنامه‌نگار و داراي پوشش فعال فرهنگي.
احمد.باطبي. سخنگو، فعال سابق دانشجويي و از قديمي‌ترين دانشجويان سياسي و مؤثر در غائله 18 تير.
محبوبه.ک. مسئول واحد زنان، از اعضاي شناخته شده کمپين يک ميليون امضا براي «نه» به جمهوري اسلامي.
رضا.ش. مسئول واحد کارگري، عضو هيأت مديره سنديکاي غيرقانوني شرکت واحد.
وحيد.الف.ف. مسئول واحد حقوقي و استاد دانشگاه.
عبدالرضا.الف. مسئول واحد اقليت‌هاي مذهبي.
کاويان.ص.م. مسئول کميته بهائيان.
ابوالفضل.ع. مسئول روابط عمومي.
رسول.ب. مسئول کميته معلمان و سخنگوي کانون صنفي معلمان تهران.
شهين.الف. مسئول واحد حقوق کودک.
عليرضا.ف. مسئول واحد نشريات که داراي پرونده مفتوح در رابطه با تحصن خردادماه 86 در دانشگاه زنجان است.
محمد حسين.ي.س. مسئول واحد جذب و معرفي و داراي دکتراي فلسفه علم رسانه.
بررسي سوابق و ارتباطات اعضاي اين شبكه نشانگر اهميت آن براي سازمان‌هاي جاسوسي است چراكه نحوه چينش اعضا از ميان مسئله‌دارترين افراد، فرصت‌هاي لازم را براي بهره برداري‌هاي مراکز مذکور فراهم کرده است.
سپاه در کمين جاسوسان حقوق بشري
هدف اصلي اتخاذ پوشش‌هاي اجتماعي براي فعاليت‌هاي جاسوسي و براندازانه در قالب NGOها و گروه‌هاي سياسي و اجتماعي، فريب و انحراف نهادهاي امنيتي- اطلاعاتي از کشف و شناسايي اهداف اين شبكه هاست كه اين شيوه در برخي کشورها پاسخگو بوده است.
يکي از راه‌هاي موفقيت پروژه انقلاب‌هاي مخملي در کشورهايي که در معرض اين نوع از حملات و تهاجمات قرارگرفته‌اند، بايد در اين الگو تحليل شود.
همين مسئله عاملي شده است تا از چنين شيوه‌هايي براي مقابله با نظام جمهوري اسلامي نيز بهره‌گيري شود.
غفلت از تفاوت معني دار نظام جمهوري اسلامي با الگوهاي حکومتي ديگر و بهره‌گيري از روش‌هاي همسان در برخورد با آنها، از عوامل ناکارآمدي و ناکامي تلاش‌هاي دشمن براي مقابله با جمهوري اسلامي شده است.
در مبحث استفاده از سيستم‌هاي امنيتي پيچيده و با پوشش‌هاي اجتماعي در معارضه با جمهوري اسلامي نيز اين امر خود را نشان مي‌دهد.
سازمان منافقين که با راهبري مستقيم سازمان سيا درتلاش است تا مراکز، ارگان‌ها و بخش‌هاي مختلف حياتي داخل کشور را زير چتر جاسوسي برده و در ارکان آن نفوذ نمايد به شيوه‌هاي روزآمدي براي نفوذ نيازمند است. اين گروهک تروريستي با حمايت‌هاي مالي گسترده بيگانه توانسته است با تطميع مالي، انگيزه فعاليت و تحرک نسبي را در دنباله‌هاي داخلي خود ايجاد کند. اگرچه فرسودگي ساختاري، ضعف بنيه‌هاي اعتقادي و ناکامي‌هاي متعدد سال‌هاي اخير بر ضعف روزافزون آن افزوده است.
پوشش فعاليت‌هاي اجتماعي نيز توانسته است هم حمايت‌هاي آشکار و گسترده بيگانگان را فراهم کند و هم در داخل کشور فضاي مساعدي براي فعاليت آنها ايجاد کند. حال مجموعه فعالين حقوق بشر با چنين پشتوانه‌هايي در کنترل اطلاعاتي سپاه قرار دارد؛ به گونه‌اي که قدرت و اشراف اطلاعاتي سپاه پاسداران بر فعاليت‌هاي اين شبکه جاسوسي، اختلال جدي را در تلاش‌هاي چند ساله سازمان سيا براي راه اندازي جنگ سايبري عليه نظام اسلامي به وجود آورده است.
نفوذ اطلاعاتي سپاه، چه نفوذ از طريق نيروها و افراد، چه توان نفوذ فني و تکنولوژيک در کنترل ابزارهاي ارتباطي اين جريان‌ها اشراف کامل اطلاعاتي سپاه بر تحرکات مجازي و حقيقي دشمن را فراهم ساخته است.
اکنون شيوه‌هاي عملياتي مجموعه چه در فضاي مجازي و در ارتباطات ديگر، تحت کنترل دقيق سپاه است و اين امر براي خود اعضا نيز مسجل شده است.
«کيوان رفيعي» دبير مجموعه فعالين حقوق بشر نگراني خود را از قدرت تحليل نيروهاي سپاه از وضعيت فعالين حقوق بشري در مواردي بروز داده است.
مرکز بررسي جرايم سازمان يافته سپاه با اقتدار تام توانسته است به پيچيده ترين و پوشيده ترين نقاط ارتباط و فعاليت مجموعه پي ببرد. رهگيري دامين‌ها، نام‌هاي کاربري، ايميل‌ها و اکانت‌هاي اين افراد و کنترل اطلاعات رد و بدل شده در اين فضا که البته با حمايت‌هاي فني سازمان منافقين به شيوه اطلاعاتي-. امنيتي دنبال مي‌شود، نماي کاملي از اقدامات و ارتباطات جاسوسي اين مجموعه به اصطلاح حقوق بشري در اختيار قرارداده است و اين مسئله امکان پيگيري با قدرت و اشرافيت کامل را فراهم ساخته است.
با اينگونه پيگيري‌ها مشخص شده است که افرادي مانند «کيوان رفيعي» در راستاي دستيابي به اهداف خود حتي حاضرند با گروه‌ها و جريان‌هاي ضد دين و فرهنگ مثل فعالين عرصه تجارت سکس و... نيز در ارتباط باشند.
اکنون دبيرکل مجموعه فعالان حقوق بشر در يکي از کشورهاي غربي با حمايت گسترده مالي- امنيتي سازمان منافقين مستقر شده است. با بررسي محاورات و مکالمات نامبرده مشخص گرديده است که وي در کشور مذکور داراي يک مسئوليت مشخص در بين عوامل نفاق است.
با تداوم سيطره اطلاعاتي مرکز بررسي جرايم سازمان يافته سپاه مي‌توان به چشم‌انداز آينده مجموعه نيز اشاراتي داشت:
يکي از مهمترين دستورالعمل‌هاي مجموعه، تلاش براي ايجاد وجهه مشروع و مقبول براي فعاليت هايشان است؛ در همين راستا اخيراً يک روحاني اصلاح‌طلب به نام «کيومرث.س.» براي ورود به تيم مديريتي مجموعه فعالين حقوق بشر به کيوان معرفي شده است. طبق روال هميشگي «کيوان رفيعي» موضوع را با عامل نفاق در ميان گذاشته که مورد موافقت قرار گرفته است.مأموريت ديگري که در طول ماه‌هاي اخير از سوي سازمان به «کيوان رفيعي» ابلاغ شده، سوق دادن سمت حمله به شخص «مقام معظم رهبري» است.
از مسائل مهم در ارتباط عوامل نفاق با مجموعه فعالين حقوق بشر و ارتباط اين مجموعه با اصلاح‌طلبان، پيدا شدن سرنخ پروژه 72 کشته است. با نفوذ پنهان در ايميل کيوان مشخص شد ليست 72 نفر از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات که توسط «ع.ب.» منتشر شده است، توسط اين مجموعه تهيه و با واسطه «احمد باطبي» در اختيار «ع.ب.» و «محسن مخملباف» قرار گرفته است.

امیرنیکافروز.منبع : سایت گرداب

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم فروردین 1389ساعت 1:24  توسط امیر نیک افروز  |